وادی سیزدهم و تأثیر آن روی من و تولد اولین سال رهایی مسافر علیرضا
شنبه 2 شهریور 1398 ساعت 21:43 | نوشته ‌شده به دست محمد حسین شاه پسند | ( نظرات )

جلسه هفتم از دوره هیجدهم سری کارگاههای آموزش عمومی کنگره ۶۰نمایندگی امین قم روزهای پنجشنبه مورخ 98/5/31 با دستور جلسه " وادی سیزدهم و تأثیر آن روی من " و در ادامه " تولد اولین سال رهایی مسافر علیرضا "با استادی کمک راهنمای محترم مسافر اکبر و نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر محمد رأس ساعت ۱۷آغاز به کارکرد.


خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز دوبخش است، بخش اول: وادی سیزدهم و تأثیر آن روی من ( پایان هر نفطه سرآغاز خط دیگری است.) و بخش دوم : تولد اولین سال رهایی آقای علیرضا، مسئول OT، را جشن میگیریم.

قبل از صحبت کردن در مورد دستور جلسه، به مسافران و همسفرانی که در آزمون سراسری کنگره 60 شرکت کردند و نمره قبولی را دریافت کرده‌اند، از صمیم قلب تبریک عرض می‌کنم. راهنما بودن در زندگی،  خیلی دوره شیرینی است، انشا الله در بقیه مراحل زندگی هم موفق باشند و خدا قوت عرض می‌کنم.


افرادی که در آزمون نمره قبولی را دریافت نکرده‌اند، کارشان را طبق اصول و صحیح انجام می‌دهند و سعی و تلاش می‌کنند، ولی در کنگره 60 احتیاج به الگوهای مختلفی داریم و نباید ناامید شوند. افرادی هستند که چند دوره امتحان دادند و قبول نشدند، و این حکمت دارد. به گفته آیت‌الله جعفری "این‌طور نیست، هر زمان که حق باشید و کارتان را درست انجام دهید و در صراط مستقیم باشید و هر وقت خداوند را صدا کردید بگوید بفرمایید." بله به این صورت نیست. ما درزمینهٔ خودمان "درمان اعتیاد" در کنگره 60 در مرزبانی در راهنماها و نگهبان‌ها نیاز به الگوهای مختلفی داریم،این عزیزان انشا الله سال بعد با تلاش و کوشش بیشتر، نمره می‌آورند. وقتی بعد از چند سال تلاش و کوشش به یک جایگاهی برسی خیلی لذت دارد و بسیار باارزش است. انشا الله همه در این زمینه موفق باشند.

وادی سیزدهم می‌گوید«پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.» یعنی اگر دفتری بسته شود  دفتر دیگری باز می‌شود، زندگی تمام شود زندگی دیگری آغاز می‌شود. در قران کریم آمده است: "یُحْیِی وَ یُمِیتُ، وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی" هیچ‌چیزی پایان ندارد، هرکسی یک موجودیت دارد و هر کس با یک موجودیتی به دنیا آمده است. وادی‌ها خیلی جالب و زیبا هستند که آدرس را به ما می‌دهند،مسیر حرکت و موقعیت ما را مشخص می‌کنند و می‌گویند قبل از حرکت باید تفکر کنید.

هیچ‌چیز در دنیا شانسی نیست،به قول انیشتین "خداوند برای زندگی کسی تاس نمی‌ریزد" هر کس در هر خانواده‌ای که به دنیا می‌آید و یا بنده که الآن در خدمت شما هستم، بنا بر موجودیت خودم و تقدیر است. آدرسی که این وادی به ما می‌دهد این است که،سالیان سال زندگی و حرکت‌ به سمت تاریکی بوده است و الآن صحبت‌های آقای مهندس را گوش می‌کنیم، وادی را می‌خوانیم،زندگی خودمان را مرور می‌کنیم و می‌بینیم در تاریکی بوده‌ایم. کسی که مواد مخدر مصرف می‌کند وارد تاریکی می‌شود. من خودم این‌گونه بودم، نه روز داشتم و نه شب و نه حسی به زندگی، ولی الآن چرخش به سمت روشنایی و نور است، برای بهتر درک و حس کردن زندگی باید یکسری کارها را انجام دهیم. این‌طور نیست که ما سیگار لب دهانمان باشد و به ما بگویند بفرمایید بهشت، گرچه خود بهشت هم یک ایستگاه است، یک سری کارها را باید انجام بدهیم. پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. اگر برای رسیدن به حال خوش خطوطی ترسیم می‌کنید و یا کارهایی می‌دهید، باید به‌درستی و بر اساس تفکر باشد.

بنده درگذشته یکسری اشتباهاتی داشتم، حالا که متوجه شدم دیگر نباید آن اشتباهات را دوباره تکرار کنم، که در آینده مشکلاتم چند برابر گردد. اولین کار، حل کردن مشکلات قبل است، رفتار و عملکردم را تغییر می‌دهم به‌طوری‌که دوباره در آینده به مشکل برنخورم. یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتمان اعتیاد بود، اگر خطوط درمان اعتیاد به‌خوبی ترسیم شو‌ند، احتیاجی به تکرار ندارند، پرونده اعتیاد برای همیشه بسته می‌شود و سرآغاز خط دیگری است و در سفر دوم روی خودمان کار می‌کنیم و باید  خود را بشناسیم که چند مرده حلاجیم، چه‌کارهایی را باید انجام دهیم و کدام را انجام ندهیم، نقاط قوت و ضعف خود را بشناسیم و روی آن‌ها کارکنیم. ولی اگر در سفر اول این خطوط را درست ترسیم نکنیم یعنی طبق دفترچه و سر ساعت دارو نخوریم، یک هفته ورزش برویم یک هفته نرویم، یا به‌طور مثال سی دی گوش ندهیم و ننویسیم و قبل از ساعت 17در نمایندگی نباشیم، دوباره به مشکل خواهیم خورد. در وادی سیزدهم، طناب و آن دلو و آبی که خارج می‌گردد مثال بسیار خوبی است، اگر آن طناب یک سانتی‌متر کوتاه تر باشد، به آب نمی‌رسد، و تغییر صورت نمی‌گیرد. پس باید کارهایمان را درست انجام دهیم.

در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر آمده است:

می‌دانید انسان در قید حیات از قطره شروع‌شده  و راهی را که می‌رود ( البته به‌درستی) به دریا و سپس به اقیانوس و پس از قید حیات به لایتناهی که می‌رسد، آن‌وقت احیا در آن بسیار آسان می‌شود، درواقع انسان همه آن چیزی است که باید باشد و منزلت انسان از زدوده شدن در بعد حیات از مطالبی است که تارهای وجودی او را به نادرستی به هم وصل است.

اگر این صافی برداشته شود، می‌تواند به انوار الهی برسد؛

منظور از برداشته شدن صافی سیاه این است که، خواسته‌های غیرمعقول کنار بروند و معقول بیایند، نادانی برود دانایی بیاید، خشم برود مهربانی بیاید،صحبت بد کنار  برود و صحبت خوب بیاید،دیدن چیز بد برود دیدن چیزهای خوب بیاید، خواسته غیرمعقول کنار برود و خدمت و آموزش و کمک به دیگران بیاید، اگر این خطوط به‌خوبی ترسیم شوند، سفر اول به‌خوبی انجام می‌گیرد و در پی آن عقل ایمان و عشق به دیگران و سایر مخلوقات است، و مانند یک چرخ‌دنده به هم متصل می‌باشند. کسی یک مقدار عشق در زندگی‌اش باشد 100% خدمت، سرلوحه کارش قرار خواهد گرفت و در خدمت کردن سبقت می‌گیرد. یادش به خیر در شعبه انقلاب آن زمان هنوز قانون لژیون خدمتگزار نبود، منتظر بودیم صحبت‌های آقای خدامی تمام شود و می‌دویدیم جارو را می‌گرفتیم و سالن را تمیز می‌کردیم. خواهش می‌کردیم، التماس می‌کردیم که نگهبان نظم بشویم، ساعت سه می‌رفتیم که نگهبان نظم یا مهماندار شویم. اگر دوست داشتن در زندگی باشد خدمت هم می‌آید. پس به‌هرحال اگر این خطوط درست ترسیم کنیم و اگر مشق‌هایمان را صحیح بنویسیم، انشا الله دیگر نیاز به تکرار نیست. این مرحله از زندگی که هستیم ریزتر از سرسوزن است، نسبت به جهان بعدی و کل هستی. پس باید خطوط را خوب ترسیم کنیم. 

وادی سیزدهم را چند مرتبه بخوانید، هر مرتبه که تکرار می‌گردد یک مطلب جدیدی برداشت می‌شود و سی‌دی‌هایش را حتماً گوش کنید.

قسمت دوم تولد اولین سال رهایی آقای علیرضا است.

پیامی را که برای آقای علیرضا آمده، قرائت می‌کنم:

 "هر مسافری با خویش می‌تواند مانند بحری باشد، برای انسان‌های دیگر و خود در کمال اراده، استوار و مقاوم بماند، رحیمی باشد و بارانی که از آسمان بر زمین ببارد."

ما یک‌زمانی همانند تصویر روی جلد کتاب بودیم، یعنی خشک و خام، بی‌آب‌وعلف مانند صحرا بودیم ولی هرکسی می‌تواند تغییرات را در خود ایجاد کند و به دیگران خدمت کند. علیرضا از بچه‌های بسیار باادب و خوش‌برخورد است و در همه‌جا کمک می‌کند و محبوب است. می‌توانید از مرزبان‌ها و ایجنت و همه راهنماها بپرسید که علیرضا چگونه انسانی است، کارش را خوب انجام می‌دهد سفر اول خوبی داشت و مسئولOT نمایندگی امین قم است، خطوطی که در وادی سیزدهم آمده است را روی خودش کار می‌کند، در ورزش و پارک شرکت می‌کند سی‌دی‌ها را می‌نویسد و در امتحان کمک راهنمایی خدا را شکر نمره قبولی را آورد و انشا الله در مرحله‌های بعدی هم موفق باشد، که آن مرحله شناخت خودش است.

  به همسفر و دخترهای گلش تبریک عرض می‌کنم، به راهنمای همسفرش، سرکار خانم عطیه تبریک میگویم. در پارک طالقانی تهران با بچه‌ها شوخی می‌کردیم و می‌گفتیم اگر همسفر نباشد مسافر به معراج نمی‌رود واقعاً هم این‌گونه است همسفر بسیار مؤثر است. در آخر هم برای علیرضا در مرحله جدید آرزوی موفقیت می‌کنم.


اعلام سفر مسافر آقای علیرضا:

آخرین آنتی ایکس: تریاک، شیره و گراس. روش درمان: DST، داروی درمان: شربت OT، مدت سفر اول: دوازده ماه، ورزش در کنگره: تنیس روی میز و دو، مدت رهایی: یک سال و دو ماه، راهنما: آقای اکبر علیرضایی

آخرین آنتی ایکس: سیگار، روش درمان: DST، داروی درمان: آدامس نیکوتین دار خوراکی، مدت سفر اول: یازده ماه و بیست روز،مدت رهایی: هشت ماه و ده روز، راهنما: آقای اکبر علیرضایی

آرزوی مسافر آقای علیرضا:

امیدوارم که نشان بخشندگی را از دستان پرتوان آقای مهندس دژاکام دریافت کنم.



صحبت‌های مسافر علیرضا:

از آقای مهندس و خانواده ایشان که این بستر را فراهم کردند و از راهنمای گران‌قدرم، آقای اکبر علیرضایی تشکر می‌کنم و از ایجنت شعبه و مرزبانان و کلیه راهنمایان و خدمتگزاران و کلیه دوستانی که در جشن شرکت کردند تشکر می‌کنم. از راهنمای همسفرم، خانم عطیه که زحمت زیادی کشیدند برای همسفرم کشیدند تشکر می‌کنم. به کلیه مسافران و همسفرانی که در آزمون قبول شدند تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم در ادامه مسیر موفق و سربلند باشند.

من باحال خراب وارد کنگره شدم، شاید ازلحاظ مادی در مضیقه نبودم ولی ازنظر جسمی و روانی مشکلات زیادی داشتم. در خانواده، فامیل و سرکار زود عصبانی می‌شدم و سر کوچک‌ترین مسئله‌ای به هم می‌ریختم و اخلاق خوبی نداشتم. ولی خدا را شکر با آموزش‌های آقای مهندس و زحمات راهنمایم روزبه‌روز حالم بهتر می‌شود و امیدوارم به تعادل کافی برسم.

اگر در شعبه بااخلاق بدم به کسی بی‌حرمتی یا بدخلقی کرده‌ام، و یا اشتباهی از من سرزده است از کلیه دوستان و راهنمایان و خدمتگزاران معذرت می‌خواهم. اگر در اتاق مرزبانی بدون اجازه چایی می‌ریزم، از مرزبانان معذرت‌خواهی می‌کنم . امیدوارم  در آینده آموزش‌های لازم را فرابگیرم تا بهتر بتوانم با دیگران ارتباط برقرار کنم.

من هیچ‌وقت به ترک یا درمان مواد اعتقاد نداشتم و فکر می‌کردم یک مصرف‌کننده مواد تا آخر عمرش، مصرف‌کننده باقی می‌ماند. من بیست‌وپنج سال گراس مصرف می‌کردم و ذهن آشفته‌ای داشتم. یک روز یکی از دوستانم که تخریبش بیشتر از من بود، به من پیشنهاد کنگره 60 را داد و چون باورم نمی‌شد که بدون مواد می‌شود زندگی کرد، به او گفتم ابتدا تو برو کنگره و اگر به درمان رسیدی، من هم میام برای درمانم در کنگره اقدام می‌کنم. چند ماه بعد که دیدمش، تغییرات زیادی در اخلاقش و رفتارش و حرف زدنش ایجادشده بود و هیچ وسوسه‌ای نسبت به مواد نداشت. آنجا بود که فهمیدم، کنگره 60 با گروه‌های دیگر فرق می‌کند و تصمیم گرفتم برای درمانم وارد کنگره شدم و از همان روز اول قدم‌هایم را محکم برداشتم و گوش به حرف راهنما بودم، خدا را شکر با کمک شما دوستان و راهنمای عزیزم بعد از دوازده ماه به رهایی رسیدم و خیلی خوشحالم که امروز این جایگاه را تجربه می‌کنم و در آزمون کمک راهنمایی قبول شدم.

 آقای حائری در روز عید قربان، با من تماس گرفتند و موفقیت من را در آزمون کمک راهنمایی تبریک گفتند و چون نمی‌دانستم خیلی شوکه شدم و با این خبر بهترین هدیه دوران زندگی‌ام را به من دادند.

من در زمان مصرفم چون در تاریکی، جهل و نادانی بودم، خانواده‌ام و به‌خصوص دختر بزرگم را خیلی اذیت کردم و مانع ادامه تحصیل دخترم شدم. چون تعادل نداشتم عشق و محبت من نسبت به خانواده لحظه‌ای بود، یعنی در یک‌لحظه محبت زیادی می‌کردم ولی چند ساعت بعدش حالم خراب می‌شد و موجب اذیت و آزار خانواده می‌شدم .

صحبت‌های همسفر خانم عارفه:

از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که این بستر را فراهم کردند وزندگی خیلی‌ها را تغییر دادند تشکر می‌کنم و بهترین‌ها را از خداوند، برای ایشان آرزو می‌کنم و از آقای اکبر علیرضایی، راهنمای پدرم تشکر می‌کنم که زحمات زیادی برای پدرم کشیدند و امیدوارم در ادامه مسیر موفق و سربلند باشند.

صحبت‌های همسفر خانم سمانه:

از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و از راهنمای پدرم آقای اکبر علیرضایی و از راهنمای مادرم سرکار خانم عطیه که زحمات زیادی کشیدند، تشکر می‌کنم و از اینکه پدرم در آزمون کمک راهنمایی قبول شدند بسیار خوشحالم و این روز قشنگ را به ایشان تبریک عرض می‌کنم.




تهیه: مسافر مجید

تنظیم: مسافر محمد حسین

عکاس: مسافر ابراهیم

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاههای آموزشی عمومی روزهای پنج شنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر اسماعیل یوسفی چهارشنبه 6 شهریور 1398 06:56
سلام و تبریک و خدا قوت به اقای مجید و اقای محمد حسین و اقای ابراهیم .
مجید یکشنبه 3 شهریور 1398 11:13
سلام علیکم
با آرزوی موفقیت برای شما و راهنما و همسفران وخانواده محترمتان
تبریک عرض می کنم خدمت آقا علیرضا و اکبر آقا این تولد پر شگون را و انشالله به امید خداوند سالم و سر بلند و پیروز باشید
یا علی
یکشنبه 3 شهریور 1398 10:18
سلام وخداقوت خدمت شما اکبر آقاراهنمای عزیزهمیشه من ازصحبت های شما استفاده کردم تولد علیرضای عزیز راتبریک عرض میکنم خدمت شما
بهروز رادین لژیون نهم یکشنبه 3 شهریور 1398 09:40
تبریک میگم به آقای علیرضا و راهنمای ایشون اقای اکبر همیشه و همه جا موفق باشید
حسن نوری یکشنبه 3 شهریور 1398 09:34
درود بر تمام مسافران کنگره ۶۰ ، اللخصوص نمایندگی امین قم و تبریکات فراوان به علیرضا جان بابت اولین سال رهایشون
مسافر محمدحسین ل 7 شنبه 2 شهریور 1398 23:43
با عرض سلام و خدا قوت به استاد کران قدر آقای اکبر علیرضایی.. از صحبت های شما واقعا لذت بردم و انرژی گرفتم و به آقا علیرضا تبریک عرض میکنم.امیدوارم در ادامه مسیر موفق باشند.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic