دل نوشته " عبور از تاریکی "
شنبه 23 شهریور 1398 ساعت 07:36 | نوشته ‌شده به دست مجید کنگره | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق الله


سلام دوستان صادق هستم یک مسافر

پانزده سال پیش، ۱۷ سال بیشتر نداشتم، از زمانی که توانستم فوتبال بازی کنم، در دام اعتیاد افتادم. از قرص شروع کردم{ترامادول}چه روزهایی که باید تلاش می‌کردم تا در ورزش موردعلاقه‌ام یا زندگی‌ام به موفقیت برسم، ولی با یک {نه}خودم را باختم و وارد چاه اعتیاد شدم، اصلاً نفهمیدم چطوری وارد اعتیاد شدم، به خودم آمدم دیدم 86/7/18 پدرم فوت کرده و آن شب من پایپ به دستم به‌جای اینکه در کنار خانواده‌ام باشم و کمک‌حال آن‌ها، به دنبال اعتیاد خودم بودم، البته دست خودم هم نبود، چون نفسم مریض بود.


، خلاصه چه روزهایی که در تاریکی گذراندم و هرچقدر جلو می‌رفتم و مثل جاروبرقی همه چی می‌کشیدم و هر موادی را مصرف می‌کردم، به اعتیاد خودم اضافه می‌شود.

 ولی یک آن به خودم آمدم در حالی که۳۲ ساله شده بودم و درون چاه اعتیاد آنقدر فرورفته بودم که تبدیل شده بودم به یک فردی که چهار مواد مصرف می‌کند و این پیشرفت دو سال هم طول نکشید، منی که فوتبالیست بودم و روزی ۱۰ کیلومتر می‌دویدم الآن ۴ مواد مصرف می‌کنم و حالا دیگر قدم‌های خودم را هم به‌زور برمی‌داشتم و نمی‌خواهم بگویم که به خاطر اعتیاد خودم چه کارهایی که نکردمT کارهایی که شاید اگر به خاطر یکی از آن‌ها مرا می‌گرفتند، مجازات های بدی در انتظارم بود، خدا را شکر، الآن که فکر می‌کنم تنم می‌لرزد و بیشتر به گذشته می‌روم می‌بینم که فقط خدا دوستم داشته که من به مو رسیدم و برگشتم و این خدا بود که نگذاشت این مو پاره شود، البته نباید از این غافل شد که دعاهای خیر پدر و مادرم هم‌یشه پشتم بود و هست.

روزهای سختی بود اگر بخواهم در موردش صحبت کنم، یک کتاب باید بنویسم، از چاه اعتیاد اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم "چاه اعتیاد" دقیقاً مثل چاهی می‌ماند که نه ماه آن را پوشش می‌دهد با آن نور و نه ستارگان و وقتی در آن چاه هستی چشمت بسته است و چیزی نمی‌بینی همه‌چیز را خراب می‌کنی و به هر دیواری چنگ می‌زنی تا بتوانی که یک نوری پیدا کنی ولی غافل از آنکه نمی‌توانی چون چشمانت بسته است و در چاه تاریک هستی بدون نور.  صحبت‌هایم را خلاصه‌تر می‌کنم هر مقدارکه جلوتر می رفتم تخریب‌هایم بیشتر و بیشتر می‌شد دیگر از همه‌چیز و همه‌کس خسته شده بودم و خسته شده بودم از چنگ زدن به دیوار چاه و از خدا در درون همان چاه فقط یک‌چیز می‌خواستم {خدایا آزادی از این چاه تاریک}تا اینکه بالاخره خداوند صدای من را شنید و اجازه ورود به روشنایی {کنگره ۶۰}را صادر کرد.

کنگره ۶۰=نوری به فضای واقعی

خداراشکر که 97/7/27 بود که در جمکران از طریق دوست ‌پسرخالم با کنگره ۶۰ آشنا شدم، اول آمدم که ترک کنم چون می‌گفتن که شربت {شربت تریاک}می‌دهند و خماری نداری و از این حرف‌ها، ولی از وقتی وارد کنگره 60 شدم فهمیدم که زندگی اینجا یک معنی دیگر دارد، که من سال‌هاست معنی آن را فراموش کردم  تازه فهمیدم که خداوند به من هم لبخند زده و جواب آن‌همه التماس‌هایی که می‌کردم را داده برای درست شدن، هرروزی که به کنگره ۶۰ می‌آمدم و می‌رفتم عاشق‌تر می‌شدم جلوتر که رفتم در {کنگره ۶۰}دیدم که اینجا فقط بحث درمان اعتیاد نیست اینجا دانشگاه زندگی است، خدا طول عمر با عزت به آقای مهندس دژاکام بدهد{بنیان گزار کنگره ۶۰}هرروز که جلوتر می‌رفتم و ادامه می‌دادم وابستگی‌ام به کنگره ۶۰ بیشتر می‌شد تا اینکه شد خانه دوم من، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.

آنقدر برای هدفم که درمانم بود جنگیدم تا بالاخره جواب آن را گرفتم با رهایی خودم از بند اعتیاد و با کمک، راهنمای خودم آقای آرش یوسفی و کمک، برادرانم در لژیون سوم شعبه امین قم در روز 98/6/6 بعد از ۱۰ ماه و ۶ روز سفر به رهایی رسیدم و با دستان پرمهر جناب آقای مهندس دژاکام آزاد و رها شدم و الآن هم دقیقاً ۱۴ روز هست که آزاد و رها از بند اعتیاد هستم. الآن تازه متوجه می‌شوم که چرا در کودکی آنقدر سرحال و خوشحال بودم چون سیستم بدنم در حالت عادی بود و بعد از گذشت ۱۵ سال دوباره متولد شدم.

ای دوست عزیز که این دل نوشته را می‌خوانی فقط یک جمله میگویم، من صادق با ۱۵ سال تخریب مصرف قرص ب-۲ وتریاک و شیشه و گل {ماری‌جوانا}به درمان رسیدم و هیچ جایی بهتر از کنگره ۶۰ پیدا نخواهی کرد امیدوارم هر کسی که این مطلب را می‌خواند فقط به آن اعتماد کند و چند روزی وقتش را در اختیار کنگره ۶۰ بگزارد تا جواب بگیرد.

در آخر هم تشکر می‌کنم از استاد عزیز آقای مهندس حسین دژاکام که شبانه روز تلاش می کنند تا یک مصرف‌کننده به درمان و حال خوش برسد و تشکر می‌کنم از راهنما عزیزم آقای آرش یوسفی که حال خراب مرا گرفت و به‌جای آن حال خوش به من داد تا رها شوم و از خانواده خودم مادرم و همسرم باآن‌همه سختی‌ها و مصیبت‌ها که درست کردم تحمل کردن و انشالله بتوانم جواب این محبت‌ها را بدهم.

باافتخار صادق یک مسافر{لژیون سوم}98/6/20

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
علی رضا لژیون هفتم چهارشنبه 27 شهریور 1398 23:37
سلام صادق عزیز چه دلنوشته زیبای خدا قوت امیدوارم خدمت گذار کنگره باشی
سجاد(مرزبان نمایندگی امین قم) سه شنبه 26 شهریور 1398 17:36
سلام صادق عزیز
بخاطر دلنوشته زیبات ممنون حرف دل ما را زدی ،آرزو میکنم در زندگی موفق باشی و انشالله از خدمتگزاران کنگره 60باشی تا بتوانی الگویی باشی برای آنانی که تورا میبینند ومصرف کننده مواد مخدر هستند تا با دیدن تو راهشان که همان ورود به کنگره 60میباشد را پیدا کنند
سجاد(مرزبان نمایندگی امین قم) سه شنبه 26 شهریور 1398 17:36
سلام صادق عزیز
بخاطر دلنوشته زیبات ممنون حرف دل ما را زدی ،آرزو میکنم در زندگی موفق باشی و انشالله از خدمتگزاران کنگره 60باشی تا بتوانی الگویی باشی برای آنانی که تورا میبینند ومصرف کننده مواد مخدر هستند تا با دیدن تو راهشان که همان ورود به کنگره 60میباشد را پیدا کنند
بهروز رادین سه شنبه 26 شهریور 1398 17:33
همیشه موفق و پیروز باشی صادق جان
مهدی افضلی. یکشنبه 24 شهریور 1398 21:51
خیلی عالی صادق جان رهایی ات مستدام انشاالله درکنگره جایگاه های خدمتی را تجربه کنی..
مسافر عباس یکشنبه 24 شهریور 1398 10:11
سلام صادق جان، رهایی ات مبارک و هزار شادباش. از نوشته ات انرژی گرفتم، و از خدا میخواهم من هم طعم رهایی را بچشم. و در ادامه خدمت گذار کنگره شصت باشم.
یوسف یکشنبه 24 شهریور 1398 08:22
خداقوت صادق جان.
یکشنبه 24 شهریور 1398 08:00
صادق جان از اینکه راهت را یافتی و بندی را از خود باز نمودی خوشحالم ، امیدوارم از حرکت بازنایستی و با ایمان راسخ با قدرت مسیر خود را ادامه دهی ، آرزوی بهترینها را در مسیر زندگی برایت دارم.
مسافرابراهیم لژیون7 یکشنبه 24 شهریور 1398 02:33
سلام عالی بود،ویه خداقوت به خدمتگزاران سایت واقعا زحمت میکشید،موفق باشید
ابراهیم-ر لژیون چهارم شنبه 23 شهریور 1398 22:53
خدا راشکر وقدم هایت استوارتر باد
مسافر اسماعیل یوسفی شنبه 23 شهریور 1398 22:15
سلام خدا قوت عالی بود و خدا قوت به گروه وبلاگ و مجید عزیر.
محمد سیاح لژیون ۷ شنبه 23 شهریور 1398 19:23
سلام. خدا قوت. خیلی روان بود، لذت بردم.
مجید کنگره لژیون سوم شنبه 23 شهریور 1398 18:37
سلام علیکم
صادق جان انشالله همیشه ودر همه مراحل زندگی شاد وسرزنده باشی ومن دوست داشتم حرف دلت رو چون حست را احساس کردم
یا علی
مسافر هادی شنبه 23 شهریور 1398 17:40
درود بیکران خدمت بنیان کنگره60
سلام صادق جان خوشحالم میبینم روز های خوب رو پشت سر میذاری امیدوارم همیشه کنار خانواده ات شاد و سلامت باشی انشاءالله.
مسافر محمدحسین لژیون7 شنبه 23 شهریور 1398 16:32
حرفی که از دل برآید به دل نشیند.. بسیار زیبا و اموزنده.. ممنونم امیدوارم در ادامه مسیر موفق و سربلند باشی
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic