وادی چهاردهم و تاثیر آن روی من
شنبه 30 شهریور 1398 ساعت 12:27 | نوشته ‌شده به دست مجید کنگره | ( نظرات )
جلسه ششم از دوره بیست پنجم سری کارگاه‌های آموزش عمومی کنگره60 نمایندگی امین قم در روزهای پنج‌شنبه مورخ 98/6/28 با استادی دیدبان محترم آقای علی اشکذری و نگهبانی مسافر جوادو دبیری مسافر محمد با دستور جلسه "وادی چهاردهم وتاثیر آن روی من"رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

ضمن سلام واینکه خوشحال هستم که امروز این سعادت  هست که در خدمت دوستان باشم وانشالله بتوانیم  جلسه خوبی هم باهم داشته باشیم.


قبل اینکه مشارکت خود را در مورد دستور جلسه یعنی وادی چهاردهم انجام دهم، عرض کنم که دوستان تقاضا کردند که می‌خواهند جلسه پرسش و پاسخ باشد، دوستان هرکدام در قسمت همسفران یا مسافران هم به‌صورت کتبی می‌توانید سؤال‌ها را بنویسید که اگر بلد بودم جواب می‌دهم، اگر هم بلد نبودم می‌گویم، بلد نیستم، بعداً از بزرگ‌ترم می‌پرسم و به شما جواب می‌دهم و حق تقدم باکسانی است که می‌خواهند شفاهی سؤال کنند، که به‌عنوان مشارکت سؤالشان را مطرح کنند، و بقیه افراد هم اگر می‌خواهند بنویسند جوری بنویسند که باسواد من جور دربیاید و بتوانم بخوانم و صاحب سؤال مشخص باشد در کنگره 60ما همیشه در ابتدای جلسه پرسش و پاسخ این را می‌گوییم، ما  در کنگره60اکثراً به سؤال جواب نمی‌دهیم، به شخص جواب می‌دهیم، یک رهجو از راهنما می‌پرسد، که من شب خوابم نمی‌برد یا دیر می‌خوابم یا پرش پادارم به او می‌گوید تو سه روز سقوط آزاد، همین سؤال را یک رهجوی دیگر می‌پرسد و می‌گوید شما یک پله برمی‌گردیم عقب یعنی برای یکی موادش را زیاد می‌کند و برای آن‌یکی سقوط آزاد می‌دهد، هر دو سؤال یکی بود، پس ما در کنگره60اصولاً به سؤال جواب نمی‌دهیم،به شخص جواب می‌دهیم، به‌گونه‌ای بنویسید که آن شخص برای من تداعی گردد، که بتوانم تا آنجا که می‌توانم، شاید درست نباشد ولی نزدیک به درست جواب بدهم.

دستور جلسه امروز وادی چهاردهم یا همان وادی عشق یا محبت است، اگر بخواهیم در مورد این وادی صحبت کنیم،چون این وادی بسیار طولانی است و بسیار کامل ولی به‌طورکلی اگر بخواهیم، مسئله عشق را برای خودمان یک مقدار مشخص کنیم ،در خود وادی هم اشاره می‌کند ،"عشق صورت‌مسئله‌ای است که حل آن می‌شود، محبت یا تفسیر آن می‌شود، محبت حالا چرا این را می‌گوید خیلی وقت‌ها می‌شنویم که می‌گویند، عشقم کشید این کار را انجام دهم، یک شعر هم داشتیم که می‌گفت عشقم کشیده این‌جوری باشم، اگر بخواهید بدانید این مسئله چگونه است، موقع ای این عشقم کشیده درست است که این عشقم کشیده یک ضلع مثلث باشد، یعنی بلافاصله دو ضلع دیگر را هم بکشید، یعنی ضلع ایمان و عقلش را هم  بکشید، بعد ببینیم این عشقت کشیده درست است یا نه ،ما عشقمان به خیلی از چیزها می‌کشد، ولی آیا عقل وایمان هم کنارش است، اگر الآن تو این وادی هستیم و سبیل در سبیل همه اینجا نشستیم، این به خاطر همان عشقم کشیده است، عشقمان کشید ولی عقلمان نکشید، ایمانمان هم نکشید، فقط یک خط کشیدیم، عشقمان کشید.


 ولی در کنگره60 می‌آموزیم  که وقتی عشقمان می‌کشد، بلافاصله باید عقل وایمان هم بکشد، عشقمان کشید یک ضلع است دو ضلع دیگر را هم خودمان جلو بیاوریم ،عقل وایمان بعد ببینیم آن کار را باید انجام دهیم یا خیر، باید عشقمان بکشد یا عشقمان نکشد ،اگر این‌گونه پیش برویم ، نتیجه خواهیم گرفت،ولی اگر این‌گونه جلو نرویم نتیجه آن عشقم کشید این می‌شود که سر از  کنگره60درمی‌آوریم، مواقعی هم هست که شخص عاقبت‌به‌خیر نمی‌شود، و کار به اوردوز و کار به مرگ زیر پل می‌کشد، کار به هزار و یک مسئله دیگر می‌کشد ما جزو کسانی بودیم که شانس آوردیم، که این عشقمان کشید، عقل وایمانی هم‌پشتش نبود ولی شانس آوردیم ولی همه قرار نیست شانس بیاورند، البته شانس هم نیست ،یعنی  شانسی هم نیست، یک‌چیزهایی آمد جلوی کار را گرفت، یک پیشینه‌ای داشتیم، یک حسابی داشتیم شاید خودمان هم خبر نداشتیم ولی یک حسابی پیش خدا داشتیم که اینجا را نشان  داد ،چون ما به شانس اعتقادی نداریم، شانس الکی است  هر جا گفتن شانس، باور نکنید، کلاه‌برداری است، چیزی به اسم شانس نداریم همه شانس‌ها تا آنجا که من فهمیدم کلاه‌برداری است بنابراین ما یک مسئله ،یک پشتوانه‌ای، یک پیشینه‌ای یا یک حساب پس‌اندازی،یا یک حساب صدقه‌ای داشتیم که عشقمان کشید و سر ازاینجا درآوردیم  همیشه و همه‌جا این‌طور نمی‌شود.

 این عشقم کشید را باید حواسمان باشد، حالا که عشقم کشید، دو ضلع دیگر چه‌کاری انجام می‌دهند یک ضلع عقل یک ضلع دیگر ایمان ، عقل اصلاً کارش چیست؟ تعریف عقل چیست؟ گذشته از تعریف‌های کلاسیک و از تعریف‌های دیگری که داریم، عقل اگر بخواهیم بسیار ساده در موردش بگوییم ،"عقل یعنی پردازش در آینده "ما می‌گوییم ،کاری عقلانی است که شما آن کار را از وادی اول شروع  کنید، یعنی  تعقل یا تفکر، این تعقل یعنی عقل دارید و پردازش می‌کنید یا مثالی که جناب آقای مهندس بیان می‌کنند این است که" من این لیوان آب را عشقم می‌کشد بریزم به روی یکی، سریع دو ضلع دیگر را هم باید بکشم اینجاست که عقل می‌گوید ،مگر دیوانه‌ای این کار را بکنی ،چون شخص ناراحت می‌شود، یک‌چیزی می‌گوید و عقل انسان را می‌برد در آینده و پردازش می‌کند، ،وقتی پردازش می‌کند ،عقل می‌گوید نه نکن ،ولی آن عشقم کشیده که آن پردازش را ندارد، اصلاً پردازشی ندارد و وقتی یک شخصی گفت  بریم می‌گوییم بریم ،این‌گونه شد که عملی  شدیم، گفت بریم گفتیم بریم جانم و آن عقل و ایمان نبود که عقل پردازش کند که کجا می‌خواهی بروی و چه‌کاری می‌خواهیم انجام دهیم وایمان که آیا این کاری که از من می‌خواهد انجام دهم جزو خط قرمزها است یا نه، چگونه است ارزشی است، یا ضد ارزش است، این‌ها می‌شود جزو ایمان.


 آن دو ضلع دیگر را از کجا می‌آوریم، آن دو ضلع دیگر در سیزده وادی قبل نوشته‌شده ضلع عقل وایمان ما در آن سیزده وادی قبلی تکمیل می‌شود، یعنی اگر بخواهید وادی چهاردهم را بفهمید باید سیزده وادی را فهمیده باشید وقتی سیزده وادی را کاملاً متوجه شدید، آن موقع وقتی عشقت می‌کشد عقلت هم می‌کشد ،ایمان هم می‌کشد وگرنه این عشقم کشید می‌تواند خیلی کارها دستمان دهد، باید بدانید وقتی عشقتان کشید کجا به محبت برمی‌گردد،بله به قسمت عقل و قسمت ایمان که باید سریع وقتی عشقتان کشید حواستان باشد که دو ضلع دیگر را هم بکشید مثلث بشود و خطی نباشد ، اگر فقط عشقم بکشد فقط خط است تک‌بعدی سریع خط را به سطح تبدیل  کنید، مثلث گردد و سه‌بعدی شود و سطح گردد وقتی سطح شد دیگر کلاه سرتان نمی‌رود ولی زمانی که به‌صورت  خط هستیم همیشه کلاه سرمان می‌رود ،چون یک ضلعی است و تک‌بعدی ،انسان گول می‌خورد، احساسی می‌شود این اتفاقات همیشه  رخ می‌دهد ولی سریع باید آن را از خط به سطح تبدیل کنیم یا تبدیل به مثلثش کنیم آن موقع قضیه به‌گونه‌ای دیگر می‌شود، بنده سعی کردم جمع‌وجور اصل  مطلب را بگویم نمی‌دانم تا چه حد جا افتاد، ولی به‌هرحال برای هر کس به‌اندازه‌ای جا می‌افتد، که سیزده وادی دیگر را داشته باشد.

 در سیزده وادی دیگر دقت کردید  اولین وادی می‌گوید تفکر ،عشقت کشید، تعقل کنید ،یعنی به عقل رجوع کنید، وادی عقل را می‌گوید و همه وادی‌ها را یکی‌یکی توضیح می‌دهد جلومی آید  که بگوید خیلی وقت‌ها هست عشقت می‌کشد، ولی شاید تعقلت نکشد، این نیست که هر چیز که عشقت کشید عقلت هم تائید کند شاید عقل بگوید تو بی‌خود عشقت می‌کشد تو حق نداری عشقت بکشد، در این موضوع این مشکل وجود دارد و هر چه که عشقت می‌کشد نیست، ولی عشقتان کشید عیب ندارد سریع از خط خارجش کنید و به سطح تبدیل کنید که کلاه سرتان نزارند، همه کلاه‌هایی که سرمان رفته عشقمان کشید ولی عقل وایمان مان نکشید، اگر می‌خواهید کلاه سرتان نرود هر جا عشقتان کشید عیب ندارد ولی سریع ضلع عقل وایمان هم بکشید که تبدیل به سطح شود که این عشق کار دستتان ندهد.

 اصولاً ما چیزهایی عشقمان می‌کشید که می‌خواهیم لذت ببریم ولی اگر ضلع عقل وایمان نداشته باشیم از دام لذت به ذلت می‌افتیم، این همان چیزی است که تجربه کردیم رفتیم از مواد مخدر لذت ببریم در ذلت افتادیم، چون آن دو ضلع را نکشیدیم ،اگر آن دو ضلع را بکشیم از این طریق گزیده هم نمی‌شوید.

 دست زدن تغییر انرژی است و هرکسی هم برای خودش دست می‌زند ما برای کسی دست نمی‌زنیم ما این دست را که می‌زنیم، مال خودمان است این تعادل انرژی چپ و راست است و باعث می‌شود انرژی  در بدن به چرخش دربیاید و خود انسان سرحال گردد وگرنه این نیست که برای کسی دست بزنید، در کنگره60هر کس برای خودش دست می‌زند چون هر شخص به آن انرژی نیاز دارد.


                           رهایی از بند اعتیاد مسافر ناصر با راهنمایی مهدی پوربکر


رهایی از بند سیگار مسافر محمدحسن با راهنمایی اکبر علیرضایی

تهیه: مسافر مجید

تنظیم: مسافر محمدحسین

عکاس: مسافر ابراهیم

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاههای آموزشی عمومی روزهای پنج شنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجید کنگره لژیون سوم دوشنبه 1 مهر 1398 11:52
سلام علیکم
خداقوت عرض می کنم خدمت دیدبان محترم آقای اشکذری واقعا استفاده بردم و سخنانتان راه گشا است وبنده لذت بردم وانشالله همیشه زنده وپایدار باشید.
یا علی
مهدی افضلی. شنبه 30 شهریور 1398 22:50
خداقوت به آقای اشکذری محترم بهترین جلسه ای بود ک تاحالا داشتم عالی بود
همسفر مریم لژیون دوم شنبه 30 شهریور 1398 19:09
خداقوت خدمت دیده بان محترم اقای علی اشکذری، صحبت های شما بسیار بسیار آموزنده بود، به گونه ای که گره از افکار باز میکرد، پاینده باشید و در این مسیر همیشه پیشتاز .
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic