"مجاز"
شنبه 11 آبان 1398 ساعت 22:35 | نوشته ‌شده به دست مجید کنگره | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله


علتش چیست که امروزه نسبت به سابق ارتباطات انسان‌ها کمتر شده است؟

چون هزینۀ ارتباطات بالا رفته است. درگذشته مردم خیلی کمتر تحت‌فشار بودند و کمتر مُعذّب بودند و راحت‌تر باهم نشست‌وبرخاست می کردند. بعضی ها بودند که می خواستند در ارتباطاتی که دارند سنگ تمام بگذارند وخیلی ایده آل باشند وقضاوت دیگران راجع به خودشان خیلی مهم بود وسعی می کردند بهترین امکانات را فراهم کنند مثلا چهار مدل غذا درست می کردند وبهترین چیزها راتهیّه می کردند؛


ارتباط برقرار کردن با آدم‌ها کلید سعادت وزندگی انسان است. من خودم درگذشته زمانی خوب می‌توانستم با انسان‌ها ارتباط برقرار کنم که وضعیت خوبی داشتم و همه‌چیز روبه‌راه بوده است و زمان‌هایی که وضعیت خراب بوده و اوضاع بَد بود ارتباط من با انسان‌ها هم خیلی بَد بود و مجبور بودم آن‌ها را تحملشان کنم و مجبور بودم خودم را تحت‌فشار و عذاب قرار بدهم تا بتوانم در یک جمع و جلسه‌ای حضورداشته باشم.

در این حالت انسان سعی می‌کند کمتر با انسان‌ها رابطه برقرار کند و دایرۀ ارتباطش را کم می‌کند. اصولاً اگر در ارتباطی انرژی‌ای که انسان به دست می‌آورد کمتر از آن انرژی‌ای باشد که از دست می‌دهد آرام‌آرام ورشکسته می‌شود. این‌یک معادله است.

علتش چیست که امروزه نسبت به سابق ارتباطات انسان‌ها کمتر شده است؟

چون هزینۀ ارتباطات بالا رفته است. درگذشته مردم خیلی کمتر تحت‌فشار بودند و کمتر مُعذّب بودند و راحت‌تر باهم نشست‌وبرخاست می کردند. بعضی ها بودند که می خواستند در ارتباطاتی که دارند سنگ تمام بگذارند وخیلی ایده آل باشند وقضاوت دیگران راجع به خودشان خیلی مهم بود وسعی می کردند بهترین امکانات را فراهم کنند مثلا چهار مدل غذا درست می کردند وبهترین چیزها راتهیّه می کردند؛

 بنابراین وقتی هزینۀ ارتباط خیلی زیاد شد وافراد از قضاوت کردن دیگران خیلی نگران بودند، کم کم سعی کردند ارتباط ها را به حدّاقل برسانند وظرفِ چهل پنجاه سالِ گذشته اصلا شکل ارتباط ها عوض شده است.

چرا امروزه مردم به شبکه های اجتماعی علاقمند شده اند؟

چون بابت برقراری ارتباط هزینه ای پرداخت نمی کنند واز طرفی امکان ارتباط وسیع وگسترده برایشان امکان پذیر است. یعنی تهیه و تدارکی نمی بینند ولی بجای پنج نفر پنجاه هزار نفر می آیند. نسبت به گذشته خیلی به صرفه تر است. امّا آیا چیزی که دریافت می کنند کامل است؟ خیلی کامل نیست چون در این نوع ارتباط خیلی از حس ها فیلتر می شود وحذف می شود.

این نوع ارتباط نقاط ضعف انسان ها مانند ترس، نگرانی، کمبودها را می پوشاند و نقاط قوّت را باز می کند. مثل کیک تولد می ماند که خیلی خوشگل وزیباست ولی آیا می شود از آن به عنوان غذا استفاده کرد؟ کیک در جای خودش (مجلس تولد، جشن، عروسی، و...) زیبا وبا شکوه است اما اگر به عنوان غذا استفاده شود عوارضِ خودش را دارد ورفته رفته می تواند سیستم ایکس انسان را از تعادل خارج کند وعامل یک سری از بیماری ها باشد.

ازطرفی اگر استفاده از فضای مجازی وشبکه های اجتماعی روزانه ۷-۸ ساعت باشد انرژی انسان را می گیرد وانسان با کمبود انرژی مواجه می شود. این کمبود انرژی کجا خودش را نشان می دهد؟ در کاهش ارتباط و کیفیت ارتباطِ ما با همدیگر خودش را نشان می دهد. استفادۀ به اندازه از فضای مجازی هم خوب است هم مفید است هم جذاب وهم لازم، اما اگر شد روزی ۷-۸ ساعت سهم چیزهای دیگر را از ما می گیرد.

وقتی شما مدت زیادی در شبکه های اجتماعی هستید، یکی شما را صدا می زند برای خوردن چای، شما عصبانی می شوید، این عصبانیّت برای چیست؟ صداکرده بیا چای بخور، این که عصبانیت ندارد. عصبانیت به خاطر این است که شما داشتی کارِبدی می کردی، به همین خاطر است که خُلق شما تنگ می شود. مثلِ یک آدمی که جیبش را زده باشند وشما به او بگویی حالت چطور است؟ خُب خیلی عصبانیه!!!!!! کسی که ۶-۷ ساعت در فضای مجازی است حس هایش دیگر کار نمی کند. مثلا چند ساعت در یک حالت مانده است، که باعث می شود بعدا آرتروز می گیرد ومهره هایش جا به جا می شود وعوارض دیگر. ما باید بتوانیم نقطۀ تعادل را پیدا کنیم آن وقت نتیجه خواهیم گرفت.

وقت هایی افراد در لژیون ها نان و پنیر و چیز های دیگر می خورند، آقا وقتی می رود خانه، خانمش با هزار زحمت غذا درست کرده است، می گوید میل ندارم ویا رژیم دارم. یا وقتی ده ساعت بیرون بوده است وهنگامی که به خانه می آید، حالِ حرف زدن را ندارد وسریع به خواب می رود. این مسائل کم کم ارتباط اعضای خانواده را ضعیف می کند ودل ها از هم فاصله می گیرند. از این اتفاقات باید درس بگیریم ونقطه تعادل هر چیزی را پیدا کنیم.

 "برای کم کردنِ حضور در فضای مجازی راهش حُقّۀ یه ذرّه است".

 یعنی وقتی از خواب بیدار می شوید ودست تان می رود طرف گوشی موبایل، باید این کار را به تعویق بیندازید وبا خود بگویید:، میرم دستشویی بعدا میا م نگاه می کنم، یا صبحانه می خورم بعدش میام نگاه می کنم. نگویید من اصلا نگاه نمی کنم. فاصله بیندازید که این فاصله انداختن وتعویق انداختن باعث می شود چیزهای دیگری که وجوددارد وپنهان شده اند، مشخص شده وخودشان را نشان دهند.

وقتی یک چیزی سایه اش خیلی بزرگ باشد بقیۀ چیزها نمی توانند رشد کنند ودر سایۀ آن موضوع پنهان می شوند وما اصلا متوجه نمی شویم. با تعویق انداختن وعقب انداختن استفاده از موبایل آرام آرام این سایه ها، بین شان فاصله ایجاد می شود وبعد چیزهای دیگر خودش را نشان می دهد.

اگر نتوانیم درست استفاده کنیم، قدرت تخریبی زیادی دارد. بعضی چیزها خیلی مظلوم اند ولی در عین حال قدرت تخریبی بسیار بالایی دارند (مانند سیگار). بعضی چیزها بسیار ساده وپیش پا افتاده اند ولی اگر ما درست شان بکنیم، می توانیم کیفیت روابط مان را بسیار بالا ببریم. انسان اگر سیر باشد بهترین خوراک را هم نمی تواند بخورد، وقتی از این چیزها (فضای مجازی) بیش از اندازه استفاده بکنیم، اشباع شده وآموزش های دیگر را نمی توانیم بگیریم ومطالب دیگر را نمی توانیم جذب کنیم. پس فضای مجازی وشبکه های اجتماعی می توانند احساس ما را تحت تاثیر قرار دهند وجایگزین هم بشوند.

چون سیستم ایکس هم بی سیم کار می کند هم باسیم. زمانی که مصرف کنندۀ موادمخدر بودیم، آنها به اندازۀ خودشان سیستم ایکس را نابود وتخریب کردند والان که علم وتکنولوژی پیشرفت کرده است، امواج آمده اند، ما با امواج سروکار داریم. امواج هم می توانند سیستم ایکس را از تعادل خارج کنند، یعنی بدنِ انسان اندروفین ودینورفین ترشّح نمی کند مگر این که حتما بره توی کانال اگر نره تولید نمیشه!

اگر دلِ انسان‌ها از یکدیگر دور بشود یا فاصله بینشان بیفتد، پاهایشان دیگر به حرکت درنمی‌آید. قلب نمادِ دل است به همین دلیل است که وقتی از کسی ناراحت می‌شویم، دلمان به درد می‌آید. همان‌طوری که در صور آشکار قلب انسان خون را در تمام رگ‌های بدن به حرکت درمی‌آورد، در صور پنهان هم دلِ انسان همین کار را می‌کند.

حرکت، تلاش، انگیزه، پشتکار و ذوقِ انسان از همین دل به وجود می‌آید. ارتباط دلِ انسان با انسان‌هایی که دوستشان دارد برایش مهم است. پیوند محبت و دوست داشتن است که به ما و تمام انسان‌ها توان و انگیزه و اشتیاق حرکت و کار و تلاش می‌دهد. اگر پیوند و ارتباط بین انسان انسان‌هایی که دوستشان دارد ارتباط سالم باشد، انسان کم‌وبیش احساس خوشبختی می‌کند و اگر این ارتباط و پیوند به‌نوعی قطع بشود یا مخدوش گردد، رفته‌رفته انگیزه‌ها در انسان از بین می‌رود. چطوری این اتفاق می‌افتد؟ و از کجا شروع می‌شود؟

نیروهای بازدارنده می‌دانند که اگر بتوانند در دلِ انسان‌ها به‌هم‌ریختگی ایجاد کنند، توان حرکت و قدرت انسان را می‌گیرند. وقتی توان حرکت گرفته شد و پیوندهای قوی ضعیف شدند، آن‌وقت شرایط برای زدنِ پیوندهای بد فراهم می‌شود. این کار چه طوری انجام می‌شود؟

به‌صورت الهامات انجام می‌شود. فَاَلهَمَها فُجُورَها وَ تَقواها (آیه ۸ سوره شمس)(و به او خیر و شر او را الهام کرد) به‌صورت الهامات فجور اتفاق می‌افتد. مثلث شخصیت یک مثلثی است که از نفسِ انسان محافظت می‌کند. یک انسان سه احساس کلی باید داشته باشد تا قلبش که از نفسش محافظت می‌کند در آرامش باشد:

۱- احساس معصومیت ، یعنی انسان در درون خودش احساس کند که من انسان گناهکاری نیستم، کسی را اذیّت نمی‌کنم، انسان پاکی هستم یا سعی می‌کنم پاک باشم و آلوده نباشم. این احساس به انسان قوت قلب می‌دهد.

۲-احساس لیاقت: احساس کند که انسانی است که نهایت توان و تلاش را به کار می‌برد و لیاقت زندگی کردن را دارد.

۳-احساس امنیت یا ایمان است: احساس می‌کند دیگرانی که با او دارند زندگی می‌کنند برایش فضای امنی به وجود می‌آورند و به او کمک می‌کنند که زندگی کند.

اگر انسانی این سه حس را داشته باشد در تعادل روانی و حسی قرار می‌گیرد. داستان ازآنجا شروع می‌شود که ما نسبت به کسانی که دوستشان داریم و در زندگی ما مهم هستند و حضور دارند یکی از این سه حسمان به هم می‌ریزد. مثلاً باکسی که زندگی می‌کنیم بگوییم، او واقعاً لیاقت من را ندارد، آنجا هست که این پیوندها تَرَک می‌خورد و سست می‌شود و نتیجه‌اش این می‌شود که آن انرژی‌ای که از آن شخص می‌گرفتیم دیگر نمی‌گیریم.

حالت بعدی احساس معصومیت است: مثلاً همسرش فکر می‌کند که این آدمِ پاکی نیست، خیانتی دارد می‌کند یا پول حرام به دست می‌آورد که این حس خیانت مخصوصاً خیلی آزاردهنده است.

حالت سوم اینکه کسانی که در زندگی دارم برایشان تلاش می‌کنم قدرِ من را نمی‌دانند و به‌جای اینکه تشکر کنند دارند خیانت می‌کنند و حمایت ام نمی‌کنند.

هرکدام از این افکار و القائات به انسان دست بدهد، یا هر سه باهم اتفاق بیفتد، نتیجه‌اش این است که انسان باور خودش را نسبت به کسانی که دوستشان دارد از دست می‌دهد. اوّلش با گریه و زاری زیاد همراه است، این همان لحظه‌هایی است که پیوند دارد سست می‌شود و به‌جایی می‌رسد که دیگر گریه هم نمی‌کند وبی تفاوت می‌شود و می‌گوید اصلاً بزار بمیرد دیگر برایم مهم نیست. اینجا زمانی است که پیوند گسسته شده است و شما به‌جای آن پیوندی که قطع‌شده جرّاحی پلاستیک کردی و به‌جای آن‌یک پیوند نامیمون به وجود آوردی.

 آن پیوند نامیمون خودش در انسان انرژی ایجاد می‌کند ولی انرژی‌اش را از خودِ انسان می‌گیرد و در اختیار انسان قرار می‌دهد. در کوتاه‌مدت ممکن است خیلی خوب جواب بدهد ولی در ادامه جواب نمی‌دهد و اینجا هست که بستر آماده می‌شود برای اینکه انسان در جهت تاریکی حرکت کند. پس ببینید هر چیزی اول باید بسترش فراهم بشود تا موقعی که من احساس دوست داشتن را دریافت می‌کنم به آن چیزها اصلاً توجهی ندارم و برایم جاذبه‌ای ندارند.

حالا ما وارد مرحله‌ای شدیم چطور باید از این قضیه خارج بشویم؟

برای خارج شدن نیاز به ازخودگذشتگی و کار و تلاش زیادی هست و یک‌دفعه اتفاق نمی‌افتد و مراحل خودش را دارد. تا موقع که انسان سطح انرژی‌اش بالاست متوجه نمی‌شود وقتی متوجه می‌شود که سطح انرژی پایین بیاید. مثلاً می‌گوید: تا وقتی در کنگره ۶۰ هستم خیلی حالم خوب است، راست می‌گوید چون در کنگره ۶۰ انرژی خیلی زیادی می‌گیرد. وقتی می‌رود بیرون آن فکرها می‌آیند سراغش، آنجا هست که سطح انرژی پایین می‌آید.

یک استخر انرژی هست و آن حس‌ها مثل آب‌هایی هستند که وارد و خارج می‌شوند، اگر آب زلال باشد یعنی انرژی انسان خوب است و اگر آب آلوده باشد هم کمبود انرژی مشخص می‌شود.

کفِ استخر ممکن است پُر باشد از زباله‌ها و آلودگی‌ها و چوب و تیغ و شیشه و...وقتی سطح انرژی بالاست مثل این است که از استخری که ۵ متر ارتفاع دارد ۲ متر آن پُر از شیشه و تیغ و چوب و خار و زباله است و ۳ متر آب دارد و به‌راحتی می‌شود شنا کرد. چه چیزهایی سطح این استخر انرژی را بالا می‌برند؟

ممکن است مصرف مواد مخدر این سطح را بالا ببرد یا دوستان انسان این سطح را بالا ببرند یا انرژی گرفتن از دیگران این سطح را بالا ببرد؛ اما وقتی سطح انرژی پایین آمد شما می‌رسید به آن ۲ متری که پر از تیغ و شیشه و چوب و خار و زباله است و دیگر نمی‌توانی شنا بکنی! اینجاست که دیگر آن خلق‌وخو را نداری و رفتارت عوض می‌شود.

اگر بخواهیم این وضعیت را درست بکنیم باید آن باوری که نسبت به کسانی که دوستشان داریم را تغییر دهیم. باید آن ذهنیت را اصلاح کنیم. اگر افکار و ذهنیت‌ها درست شد شرایط برای این‌که آن پیوندها بازترمیم بشوند فراهم می‌شود. پس اینجا ما می‌توانیم این مفهوم را از تزکیه و پالایش برداشت نماییم. بیرون کشیدن زباله‌ها و تیغ و شیشه و خار و چوب از کف استخر اصلاً کار آسانی نیست و نیاز به ازخودگذشتگی زیادی دارد. آموزش وجهان بینی باید درست باشد و انسان با گره‌های درونی‌اش آشنا شود.

 راه دیگری که گره‌ها را باز می‌کند خدمت کردن در کنگره ۶۰ است، آنجا که شما راهنما می‌شوی، مرزبان می‌شوی، نگهبان نظم می‌شوی، و یا هر مسئولیتی به عهده می‌گیری و باوجود تمام سختی‌ها به نحو مطلوب انجام می‌دهی آن پیوندهای نامیمون از انسان جدا می‌شود و یا ازنظر مالی به کنگره ۶۰ کمک می‌کنی.

 بنابراین اگر انسان سال‌های زیادی هم با بزرگ‌ترین کاوشگران هم‌نشین باشد ولی اگر وارد عمل نشود و از خودش نگذرد آن پیوندهای نامیمون از او جدا نمی‌شوند و در همان مرحله می‌ماند.

نویسنده: مسافر ابراهیم لژیون چهارم

تنظیم: مسافر مجید کنگره

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ابراهیم _ر لژیون ۴ چهارشنبه 15 آبان 1398 13:57
سلام بر همه دوستان عزیز که محبت کردند و کامنت گذاشتند امیدوارم بتوانم نقش ناچیزی در نشر علوم ومعارف کنگره شصت داشته باشم
مجید کنگره لژیون سوم چهارشنبه 15 آبان 1398 11:15
سلام
واقعا عالی بود من که این سی دی برای خودم و زندگیم کاربرد داشت و به اطرافیانم هم خواهم گفت و خدا قوت خدمت آقا ابراهیم گل که زحمت می کشند
یا علی
هادی فهیمی دوشنبه 13 آبان 1398 21:45
من خودم از سی دی مجاز واقعا لذت بردم و آموزش گرفتم ممنون از مسافرین وبلاگ و آقا ابراهیم عزیز
مسافر عباس دوشنبه 13 آبان 1398 20:45
سلام، خداقوت، ممنون و تشکر از خلاصه خوبتان.
مسافر اسماعیل یوسفی یکشنبه 12 آبان 1398 23:06
سلام خدا قوت به گروه وبلاگ نویس و اقای ابراهیم .
على لژیون سوم یکشنبه 12 آبان 1398 21:50
با سلام و خدا قوت خدمت دوستانى كه در
سایت نمایندگى امین قم خدمت میكنند و زحمت میكشند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو