"گشایش حس"
دوشنبه 11 آذر 1398 ساعت 08:29 | نوشته ‌شده به دست مجید کنگره | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

سلام عباس هستم مسافر سیگار

مدت سفر ۲ ماه و ۲۹ روز

به تفریح و شوخی بود و روزهایی نه‌چندان دور، گاهی یک کام دو کام سیگار از بچه‌ها می‌گرفتیم و بلد هم نبودیم و می‌زدن زیر خنده که دود کردن که سیگار کشیدن نیست، منم چون ترس داشتم فکر می‌کردم تا زمانی که به قول بچه‌ها دود می‌کنم اصلاً سیگار نکشیدم.


 گذشت و یادم نیست که چه شد که سیگار با پاکت در کیفم جای گرفت، البته مخدر هم به این ماجرا اضافه‌شده بود، قبول نداشتم که سیگاری هستم، یادم است تابستان گذشته برای مراسمی به روستایی در تبریز رفته بودیم و چون خودم را سیگاری نمی‌دانستم، چیزی نبرده بودم، روز دوم بود هوس سیگار کردم، در آن روستا هیچ مغازه‌ای نبود و چون نمی‌خواستم کسی بداند من سیگار می‌کشم، صبر کردم، اما ظهر بود که داشتم روی زمین به ته سیگارها نگاه می‌کردم؛ و دنبال سیگار نصفه‌ای می‌گشتم و درنهایت پیدا نشد.

بازهم جدی نگرفتم و گذشت، دیگر شده بودم از این سیگار به آن سیگار، کدام بهتر است، خارجی یا ایرانی، این مثل قبل نیست و آرام‌آرام عصبی‌تر شده بودم و خودم آگاه نبودم، خانواده گاهی شاکی بود که چرا آن‌قدر عصبی‌ام و من می‌گفتم مشکلات و کار و این‌ها، غافل آنکه جسم و روان در حال ویران شدن بود...

 بگذریم، رسید به‌جایی که ویرانه شدم، از هیچ‌چیز لذت نمی‌بردم، من که اهل شادی و استخر و سینما و تئاتر بودم و به قول دوستانم، نزده می‌رقصیدم، دیگر توانی در خود نمی‌دیدم، دستانم می‌لرزید، غذاها طعم و بو نداشت، از سیگار نفرت داشتم، نمی‌کشیدم به‌هم‌ریخته بودم، می‌کشیدم به‌هم‌ریخته‌تر...

گذشت... قدرت مطلق یاری نمود تا در بیابان سوزانی که خود را گم‌کرده بودم، کنگره ۶۰ را بیابم، خدا را شکر. در ابتدای سفر اعتیاد خیلی مشتاق بودم که سفر سیگار را آغاز کنم، به‌زور سیگار می‌کشیدم و حتی با اضطراب، به پیشنهاد راهنمای گرامی‌ام آقای محمد یاری تعداد سیگارها را کم کردم و ایشان گفتند که عجله نکن و اگر می‌توانی روزهای جمعه در لژیون سیگار شرکت کن و ذهنت را آماده کن.

و خدا قسمت کرد و بعد از دو ماه سفر، به راهنمایی جناب آقای پور بکر درمان سیگار را آغاز کردم.

الآن نزدیک سه ماه است که از آدامس نیکوتین دار خوراکی استفاده می‌کنم، در عرض چند هفته بسیاری از حس‌هایم شروع به فعالیت کرد، طعم غذاها، مزه‌ها فرق کردند، گویی قبل از آن غذا نمی‌خوردم و مدت‌ها بود لذتی از غذا خوردن نمی‌بردم. آرام‌آرام ذهنم که آرامشی نداشت، به آرامش نسبی رسیده است و بهتر از قبل به کارها و وظایف ام رسیدگی می‌کنم و طعم محبت که مدت‌ها و شاید سال‌ها آن را گم‌کرده بودم، آرام‌آرام درک می‌کنم... هرروز خدا را برای انجام این عمل عظیم شکر می‌کنم؛ و خدا را برای نعمت کنگره ۶۰ و مهندس دژاکام و روش درمان اعتیاد و سیگار شاکرم.

مسافر عباس

تنظیم: مجید کنگره

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر محمدحسین لژیون7 چهارشنبه 13 آذر 1398 12:36
زیبا بود.. عباس جان امیدوارم در سفر مواد و نیکوتین موفق و سربلند باشی..
چهارشنبه 13 آذر 1398 07:02
سلام و تشکر از خدمتگزاران وبلاگ و اقا یوسف.
مجید کنگره چهارشنبه 13 آذر 1398 06:42
سلام
عالی بود عباس جان انشالله به امید خدا و تلاش خودت به پایان سفر برسی و زندگی شاد و خوبی داشته باشی
یا علی
سه شنبه 12 آذر 1398 23:42
سلام و خدا قوت عالی بود عباس مسول وبلاگ بعضی از کلمات که از افاظ نا شایست است بهتر است که حذف شوند.
ابراهیم _ر لژیون ۴ دوشنبه 11 آذر 1398 19:51
عباس عزیز امیدوارم همیشه در صراط مستقیم پایدار ومستدام باشید
اگر لذت ترک لذت بدانی
دگر لذت نفس لذت نخوانی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: