وادی سوم و تأثیر آن روی من و سومین سال رهایی راهنمای محترم آقای یوسف
شنبه 9 آذر 1398 ساعت 14:06 | نوشته ‌شده به دست محمد حسین شاه پسند | ( نظرات )
جلسه هفتم از دوره نوزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی امین قم در روز پنج‌شنبه مورخ 98/9/7 با استادی کمک راهنمای محترم مسافر اکبر و نگهبانی مسافر مهران  و دبیری مسافر سجاد با دستور *جلسه وادی سوم و تأثیر آن روی من* و در ادامه *تولد سومین سال رهایی راهنمای محترم آقای یوسف* رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

از صمیم قلب خوشحالم که یک‌بار دیگر در خدمت بچه‌های قم هستم، جلسه امروز دو قسمت است، یک قسمت تولد آقا یوسف است و قسمت دیگر هم دستور جلسه‌ هفتگی که مربوط به وادی سوم است.

دو وادی را پشت سر گذاشتیم، یکی وادی اول است، که به ما می‌گوید قبل از انجام هر کاری فکر کنید، چون بعد از انجام کار؛ فکر کردن سخت است. تفکر، ما را به موضوعی که فکر می‌کنیم نزدیک می‌کند، یا آن را جذب می‌کند، یا به سمت آن نزدیک می‌شویم و اگر بستر فراهم شود، انجام دادنش خیلی راحت است. مانند درمان اعتیاد که سالیان سال به آن فکر می‌کردیم و دعا می‌کردیم که خدایا راهی به ما نشان بده که خوب شویم، مدام در ذهنمان می‌گذشت. بستر فراهم شد و با کنگره آشنا شدیم و خیلی راحت و بدون درد و هیچ مشکلی، سفر کردیم و به درمان رسیدیم. در وادی اول، آمده است که قوای جسمانی باید بالا برود تا قدرت تفکر ما راه بیفتد.

ورزش کردن، سر ساعت دارو خوردن، یکی از آن چیزهایی است که قوای جسمانی ما را بالا می‌برد، یک نکته‌ی مهمی که خیلی از ما درگیرش هستیم عصبانی شدن است. نقطه مقابل تفکر؛ ترس است و عصبانی شدن و خشمگین شدن یکی از چیزهایی است که ترس را به وجود می‌آورد، چون مانند یک زلزله در شهر وجودی می‌ماند و باعث تخریب می‌شود و خیلی نیرو از دست می‌دهیم. کسانی که عصبانی و خشمگین هستند معمولاً از قدرت تفکر پایینی برخوردارند و معمولاً کسانی هستند که نمی‌توانند کانال ذهنی‌شان را عوض کنند.

در وادی دوم به ما امید می‌دهد، می‌گوید هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به این حیات نگذاشته است. فقیر، غنی، زشت، زیبا، سیاه‌وسفید، همه برای هدفی آمدند و یک دوره‌ای دارند طی می‌کنند، تو هم می‌توانی خوب باشی، تو هم می‌توانی رها بشوی، تو هم می‌توانی راهنما بشوی، تو هم می‌توانی سری توی سرها دربیاوری، به‌شرط اینکه کارها را درست انجام بدهی.

در وادی سوم می‌گوید، باید دانست که هیچ موجودی به‌اندازه‌ی خویشتن خویش فکر نمی‌کند. سالیان سال درگیر مواد و ضد ارزش‌ها بودیم و برای خودمان مشکلاتی به وجود آوردیم، و خانواده و رفیق ناباب و جامعه را مقصر می‌دانستیم. ولی در این وادی می‌گوید هرچه که هستی، خودت هستی، هر گلی زدی خودت به سرخودت زدی و باید مسئولیت تمام مشکلات خود را بپذیری، یکسری از مشکلات به‌صورت خوانده و یکسری ناخوانده به وجود آمده‌اند، ولی اگر مشکلات ناخوانده را هم‌ریشه یابی کنید، به شخص شخیص خودمان برمی‌گردد، خودمانیم که مشکلات را به وجود آوردیم.

اول هفته داشتم این وادی را می‌خواندم، فکر کنم 18- 19 بار، یا بیست بار کلمه مشکل در وادی آمده است. که خیلی از ما هم راجع به این مسائل می‌نالیم. مثلاً به شخص سفر اولی یا سفر دومی، می‌گوییم نیستی، می‌گوید مشکل‌دارم، مشکلم حل بشود حتماً می‌آیم، می‌گویم بنده‌ی خدا ما این را باید متوجه بشویم که ما باید سفر کنیم و روی خودمان کارکنیم تا مشکلاتمان کم بشود، اصلاً اگر این فکر را بکنیم که من باید مشکلاتم کم بشود تا سفر کنم، واقعاً اشتباه است. در این وادی یاد می‌گیریم که مسئولیت کار را به گردن خودمان بگیریم.


امروز در مسیر آمدن داشتم  فکر کردم، خدایا چه شد که من تک‌وتنها بلند شدم رفتم کنگره، چه اتفاقی افتاد؟! خیلی از ما کسی سر راه ما قرارگرفته است یا از طریق تلویزیون، به هر دلیلی، به یک نحوی به کنگره وصل شده‌ایم، خداوند کمکش را کرده، هرکسی که وارد کنگره می‌شود، سه جلسه‌ی تازه واردین شرکت می‌کند، خداوند مهر و محبتش را نمایان کرده است، راه را نشان داده است، راهنما در اختیارت گذاشته، کتاب 60 درجه، وادی‌ها، یک شخصیتی به نام مهندس دژاکام که جا دارد پیشاپیش تولد بنیان کنگره 60 را تبریک بگوییم.

اگر مشکلات نباشد، آن قسمت‌هایی که مربوط به تعالی انسان است رشد نمی‌کند. اگر مشکل نباشد تفکرمان اصلاً کار نمی‌کند. باید مشکل و مسئله باشد، تا نسبت به آن فکر کنیم و اگر مشکل نباشد صبر ما از کار می‌افتد، ، این را باید دقت کنیم که وجود صبر در پیرو این مشکلات است، در یک آیه‌ از قرآن آمده است: إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرا، و در ادامه می‌گوید فأِنّ مع العسر یسرا. یعنی یک تأکیدی هم می‌کند که آسانی در دل سختی است.به‌شرط آنکه من حواسم جمع باشد، در مسیر صراط مستقیم قدم بردارم، کارهایم را مرتب و منظم انجام بدهم و مسئولیتم را بپذیرم و روی خودم کارکنم. کسی را مقصر مشکلاتم ندانم.

به مشکلات خودم رسیدگی کنم و نسبت به آن‌ها هم‌فکر کنم، زمانی که مشکلی سر راه زندگی من قرار دارد، بدون فکر و خیلی تعصبی فقط یک‌راه حل می‌آید در کله‌ام و همین راه‌حل را انجام می‌دهیم، نه. باید راه‌حل‌های مختلف را در نظر بگیری و بهترین راه را انتخاب کنیم، همین مشکلات است که ما را می‌سازد. خیلی وادی خوبی است. عین همان دانه‌ای که در زمین کاشته می‌شود، در ظاهر قضیه زمین فشار می‌دهد به این دانه که این دانه رشد نکند، اگر این زمین به آن دانه فشار می‌آورد، این دانه در زمین ریشه میزند و موقعی که بیرون می‌آید می‌تواند سرپا بایستد. اگر آن فشار زمین را تحمل نکند نمی‌تواند جوانه بزند. انشاء الله که کارهایمان را درست انجام بدهیم و به مشکلات هم از زاویه بالاتر نگاه کنیم. خودمان را در مقابل مشکلات بزرگ کنیم، خودمان در مقابل کوچک نکنیم.

إنشاءالله قدرت تفکر را فراموش نکنیم و نسبت به یکسری مسائل هم باید صبور باشیم، صبر داشته باشیم. خداوند می‌گوید، و الله مَعَ الصابِرین، خداوند با صابرین است. صبر یعنی سعی و تلاش‌ کنی و کارهایت را انجام بدهی، به هدفت برسی، بی‌خیال هم نباشی. شاید یک موقع می‌بینی، یک مشکلی سر راه زندگی من، قرار می‌گیرد و هفت ـ هشت سال باید با این مشکل دست‌وپنجه نرم کنم و در این مشکلات صبور باشیم و گردن هیچ‌کس نیندازیم، همش گردن شخص شخیص خودمان است. و کسی که در صراط مستقیم قرار بگیرد، مطمئن باشید، شک نکنید خداوند در این مشکلات کمکش می‌کند. از کسانی که خدمت‌گزار هستند بپرسید، یا کسانی که در این گل‌ریزان شرکت می‌کنند، یک موقع‌هایی در مشکلاتشان، در قسمت مادی و معنوی، یک‌دفعه از یکجاهایی، یک‌چیزهایی، یک جورایی کمک می‌شود که اصلاً خود آدم هم می‌گوید. الله‌اکبر. خداوند وعده‌اش دروغ نیست.

" اَللهُ وَلىُّ الَّذینَ ءامَنُوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ اِلَى النُّور " خداوند به کسانی که می‌خواهند از ظلمت به سمت نور حرکت کنند کمک می‌کند. این وعده‌ی خداوند است. خداوند هم اکبر و اصغر و علی و نقی نیست که خلف وعده کند. خداوند وعده‌اش حق است

قسمت دوم هم تولد آقای یوسف را تبریک می‌گویم، به خودش، به همسفرش، به راهنمای همسفرتان سرکار خانم عطیه، برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم.

پیامی که برای آقا یوسف آمده این‌طور است که یوسف عزیز "فهم در کلام‌الله مهم است و این درک و فهم است که کلید درب‌های متمادی را می‌گشاید و انسان را به‌سوی خداوند هدایت می‌کند."  قرآن کتاب آسمانی و خیلی کتاب قوی و محکمی است، که آقای مهندس آیه‌های آن را همیشه برای ما می‌شکافد. باید این کتاب را مطالعه کرد، از آن موقعی که راهنمایم در سال اول تولدم قرآن به من هدیه داد، تا حالا ده‌ها بار این کتاب را دوره کرده‌ام و شاید در هفته سه ـ چهار بار، صبح‌ها می‌خوانم، انشاء الله که آقا یوسف، آن کتابی که در سال اول رهایی‌اش گرفته همیشه مطالعه کند، در اول قرآن می‌گوید ذلک الکتاب و لا ریب فیه هدی للمتقین، این کتاب بی‌هیچ شک راهنمای متقین است.

صد در صد باید با این کتاب آشنا بشود، صد در صد این کتاب را بخواند و آن درس‌هایی که آقای مهندس می‌دهد کاملاً برایش قابل‌تفهیم‌تر است. آقا یوسف سفر اولش را خیلی خوب و منظم انجام داد و گوش‌به‌فرمان بود، بعدش هم خدمت گذار شد، دبیر، نگهبان، سفر سیگارش را سروقت انجام داد، امتحان داد راهنما شد و لژیون خوبی دارد انشاء الله بعداً هم مرزبان خواهی بود. من برای آقای یوسف آرزوی موفقیت می‌کنم، برای خودش برای خانواده محترمش، و بهترین‌ها را برایش آرزو دارم. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید خیلی ممنونم.

اعلام سفر کمک راهنمای محترم آقا یوسف در سومین سال رهایی:

آخرین آنتی ایکس: شیره و تریاک، روش درمان: DST، داروی درمان: شربت OT مدت سفر اول: ده ماه و بیست روز، ورزش در کنگره: والیبال، رهایی از بند مواد مخدر: سه سال و سه ماه باراهنمایی گران‌قدر آقای اکبر علیرضایی.


آرزوی کمک راهنمای محترم آقا یوسف:

آرزوی من این است که اکبر آقا و خانواده محترمشان همیشه صحیح و سالم باشند.



خلاصه سخنان کمک راهنمای محترم آقا یوسف:

من در ابتدا خدا را شکر می‌کنم که راه کنگره را جلوی پایم قرارداد و به این مجموعه وارد شدم و حضور دارم و هنوز هم هستم. واقعاً از ته قلبم خدا را شکر می‌کنم. و اینکه همه‌ ما می‌دانیم هدف از برگزاری این تولدها این است که همه به این باور برسند که در کنگره درمان واقعی صورت می‌گیرد و اگر من توانستم همه می‌توانند.

اگر بخواهم از حال خودم بگویم، آن روزی که وارد کنگره شدم خیلی حال بدی داشتم، از هر لحاظی که فکرش را بکنید به ته خط رسیده بودم. قبل از ورود به کنگره ترک‌های متفاوتی را چند بار تجربه کرده بودم، ولی هیچ‌وقت به نتیجه و حال خوش نرسیدم. قبل اینکه به کنگره بیایم، به کلینیک رفتم و بیست عدد قرص B2 گرفتم، قبلاً هم گرفته بودم، واقعاً هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که آن روز چه حس بد و ناامیدی داشتم، چون هیچ راهی برای درمان نداشتم و می‌دانستم که این قرص‌ها حال من را بدتر خواهد کرد. یک دوستی داشتم خدا پدرش را بیامرزد، تهران زندگی می‌کرد و اسمش علیرضا بود آن روز به‌صورت اتفاقی زنگم زد و حالم را پرسید و من از حس و حالم برایش توضیح دادم؛ گفت اگر واقعاً از اعتیاد خسته شدی و دنبال راه‌حل منطقی هستی باید به کنگره 60  بروی تا به درمان قطعی برسی. چون نمی‌خواستم این قرص‌ها را مصرف کنم خوشحال شدم و آدرس کنگره را از او گرفتم،. خلاصه وارد کنگره 60 شدم و راهنما انتخاب کردم و سفت‌وسخت به سفرم چسبیدم و بلافاصله بعد از سه ماه سفر سیگارم را انجام دادم. در زندگی من آن‌قدر زرنگ نبودم که درمان اعتیادم را به این خوبی شروع کردم، بلافاصله،همان روزی که سه ماه من شروع شد، من همان روز رفتم دفترچه‌ام را گرفتم، و سفر سیگارم را شروع کردم، آن‌قدر خودم را زرنگ ندیده بودم، یعنی از بس خسته شده بودم که روش‌های زیادی را برای ترک تجربه کرده بودم، چقدر همسفرم و پدر و مادرم را اذیت کرده بودم، شاید خودمان متوجه نباشیم، خیلی عذاب می‌کشند، واقعاً بار روانی سختی را اطرافیان تحمل کردند.

خدا را شکر، خدا را شکر که آمدم و باراهنمایی راهنمای خوبم اکبر آقا درمان شدم، اکبر آقا خیلی به من لطف داشتند، که باراهنمایی‌های ایشان بعد از درمان ماندم و فهمیدم که باید خدمتگزار شوم. همه‌اش از لطف خدا بعد راهنمایی اکبر آقا و آقای مهندس بود که من به این جایگاه رسیدم. از آقای مهندس تشکر می‌کنم، واقعاً انسان بزرگی هستند. چهارشنبه به چهارشنبه که زنده صدای مهندس می‌شنوم، خیلی لذت می‌برم و این آموزش ها همه از برکات آقای مهندس و کنگره است.

 از راهنمای عزیزم اکبر آقا تشکر می‌کنم، واقعاً خوشا به حال اطرافیان اکبر آقا که همیشه پیش اکبر آقا هستند. فکر ‌کنم ما هم ناشکری کردیم که اکبر آقا را در این نمایندگی از دست دادیم. من واقعاً از صمیم قلب اکبر آقا را دوست دارم. همیشه آرزو و دعایم سلامتی اکبر آقا و خانواده‌اش است، چون هم اکبر آقا و خانواده‌اش خیلی ازخودگذشتگی کردند. خانواده اکبر آقا، همیشه نبودن اکبر آقا را تحمل می‌کنند خداوند خیرشان بدهد.

از راهنمای همسفرم سرکار خانم عطیه تشکر می‌کنم که واقعاً هم خودش، هم آقا مجتبی انسان‌های خدمتگزار و انسان‌های خوبی هستند، همسفر من همیشه از خوبی او می گوید، من ازخانم عطیه تشکر می‌کنم که همسفر من آمدند و باراهنمایی ایشان در کنگره ماندند ، و حتی خدمت گذار هم شدند. انشاءالله که خودشان و بچه‌هایشان همیشه سالم و سرحال باشند.

از همه دوستانی که در این جشن شرکت کردند، زحمت کشیدند، تزئین کردند، در این جشن مشارکت کردند، از همه‌ی شما تشکر می‌کنم، از راهنمای محترم که همیشه لطف دارند به بنده، از آقای بصیری که چقدر من در وبلاگ اذیتشان کردم، آن موقع مسئول وبلاگ بودند، الآن هم که ایجنت هستند فکر کنم اذیتشان می‌کنم، تشکر می‌کنم. از تک‌تک راهنماها و مرزبانان و خدمتگزاران تشکر می‌کنم.خیلی ممنون خیلی لطف کردید در این جشن شرکت کردید. ممنونم.

خلاصه سخنان کمک راهنمای محترم سرکار خانم عطیه :

خدا را شکر می‌کنم که امروز توفیق حضور در کنگره 60 و در این جشن بزرگ را داشتم و سومین سال رهایی کمک راهنمای محترم آقا یوسف را به آقای مهندس و خانواده محترمشان و ایجنت و اسیستانت شعبه و راهنمای گران‌قدرشان اکبر آقا و مرزبانان و همسفرانش تبریک عرض می‌کنم. از آقای مهندس که این بستر را برای ما فراهم کردند تا آموزش بگیریم و به حال خوش برسیم، تشکر می‌کنم.


خانم فاطمه عزیز هم ، مانند همه همسفران، در ابتدا، باحال خراب و مشکلات زیاد وارد کنگره شدند و دوتا بچه کوچک داشتند ولی روزبه‌روز با دریافت آموزش‌های کنگره 60 در مقابل مشکلات با تفکر ایستادگی کردند و همیشه تکالیفشان را انجام می‌دادند و هیچ عذر و بهانه‌ای نمی‌آوردند و همیشه گوش‌به‌فرمان بودند. تمام‌کارهایشان را بر اساس حرمت و قوانین کنگره انجام می‌دادند. همیشه در جلسات حضور دارند و اگر نمی‌توانستند در جلسه حضورداشته باشند، حتماً من را در جریان قرار می‌دادند. در امتحانات کمک راهنمایی شرکت کردند و به نتیجه مطلوب رسیدند و در قسمت راهنمای تازه واردین قبول شدند و فعلاً در حال خدمت هستند. برای این خانواده آرزوی موفقیت و سربلندی را در ادامه مسیر، آرزو می‌کنم.


خلاصه سخنان همسفر فاطمه:

خدا را شکر می‌کنم که در کنگره 60 به درمان و حال خوش رسیدیم. خدا را شکر می‌کنم که خداوند آقای مهندس را وسیله قراردادند تا ما را از تاریکی‌ها نجات دهند و از خانواده محترمشان خیلی تشکر می‌کنم و از راهنمای مسافرم، جناب آقای اکبر علیرضایی که زحمت زیادی برای مسافرم و نمایندگی قم کشیدند تشکر می‌کنم و از راهنمای خودم سرکار خانم عطیه تشکر می‌کنم که کمک زیادی به من دادند و آموزش‌های زیادی به من می‌دهند. از تمام کسانی که زحمت کشیدند و این جشن را برپا کرند و کلیه کسانی که حضور دارند تشکر می‌کنم. از مسافرم تشکر می‌کنم که با خواست قوی که داشتند به درمان و هدفش رسید.  به پسرم علی که امشب تولدش است تبریک میگویم .


در آخر جلسه از طرف اعضای نمایندگی امین قم به پاس زحمات چندین ساله اکبر آقا، برای این نمایندگی، لوح تقدیر و هدیه ای به او تقدیم شد.

تایپ: مسافر مجید
تنظیم: مسافر محمدحسین
عکاس: مسافر مجید
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولد،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر محمدحسین ل 7 دوشنبه 11 آذر 1398 14:18
با عرض سلام به همه دوستان... جشن خیلی قشنگ و پر انرژی بود و از صحبت های اکبر آقا استفاده بردم و مجددآ به آقا یوسف و اکبر آقا تبریک عرض میکنم.. بابت تأخیر در ارسال مطالب در سایت از کلیه دوستان معذرت میخواهم... با تشکر از کلیه خدمتگزاران
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: