" جهان بینی در ورزش "
جمعه 13 دی 1398 ساعت 22:44 | نوشته ‌شده به دست محمد حسین شاه پسند | ( نظرات )

جلسه‌ی دوازدهم از دوره نوزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی امین قم در روز پنج‌شنبه مورخ 98/10/12 با استادی دیده‌بان محترم مسافر احمد و نگهبانی مسافر مهران  و دبیری مسافر امید با دستور جلسه‌  "جهان‌بینی در ورزش " رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

از خداوند سپاسگزارم که امروز اجازه داد، در کنار شما دوستان، در این جلسه حضورداشته باشم. امیدوارم که بهره لازم را، از این جلسه ببریم.

دستور جلسه این هفته جهان‌بینی در ورزش است. نکته‌ای که در این دستور جلسه نهفته است و باید از صورت پنهان به آشکار حرکت کند تا تعیین‌کننده جایی که هستیم و هر موقعیتی که داریم و یا در آینده خواهیم داشت، بستگی به تفکر، اندیشه و نگاه ما به موضوعات مختلف ازجمله ورزش دارد. در ساختار کنگره 60 ورزش کردن از جایگاه خیلی بالایی برخوردار است و جهان‌بینی در  ورزش از اهمیت بیشتر برخوردار است. به همین دلیل این موضوع جلسه؛ در دستور جلسات سالیانه قرارگرفته است.

شخص که شروع به مصرف مواد مخدر و تخریب جسم می‌کند و سازندگی را متوقف می‌کند؛ و این تخریب چند سالی طول می‌کشد، و هرزمانی که تصمیم بگیرد این تخریب را متوقف کند و سازندگی را شروع کند؛ این سازندگی یک حرکت درونی و بیرونی است. برای مثال: وقتی یک مسافر، سفر خود را آغاز می‌کند، حرکت درونی و بیرونی شروع می‌شود که یکسری قوانینی دارد، حرکت درونی مانند خوردن به‌موقع و به‌اندازه دارو، خواب کافی، تغذیه مناسب و متعادل است. حرکت بیرونی که انجام می‌دهد، اثر مستقیم روی سازندگی درون دارد؛ مانند کار، تلاش و کوشش برای امرارمعاش و ورزش کردن است.ورزش کردن بر روی درون و بیرون ما اثر می‌گذارد.

جهان‌بینی در ورزش دو موضوع را برای ما مطرح می‌کند. یکی اینکه دیدگاه ما نسبت به ساختار خودمان و دیگری اینکه وقتی ورزش را به‌صورت انفرادی و یا گروهی انجام می‌دهیم، دیدگاه و هدف ما نسبت به آن چیست. در همه شعب روزهای جمعه، ورزش پابرجا است و یکسری مسابقاتی در آن شکل می‌گیرد. دیدگاه ما نسبت به ورزش، که برای رشد و تعالی فیزیک جسم خود انجام می‌دهیم چگونه است. من مسابقات ورزشی کنگره 60 را در پارک طالقانی از همان اول رصد می‌کردم. دو تیم وقتی شروع به بازی می‌کردند، بازیکنانی را که قدیمی‌تر و یا شناخته‌شده بودند را زیر نظر داشتم که اگر بر روی آن‌ها خطایی و یا اشتباهی انجام شود، چه واکنشی از خود نشان می‌دهند. در آنجا مشخص می‌شود که نقطه تأمل انسان چقدر است و طرز تفکر و اندیشه خود را در آن جایگاه نشان می‌دهد.

مطلبی که آقای مهندس خیلی روی آن تأکید دارد این است که ما برای سالم‌سازی جسم و  تفکر حتماً باید ورزش کنیم. کسانی که در مسیر درمان قرار می‌گیرند، باید یک‌رشته ورزشی داشته باشند. مادر مریضی‌ها بی‌حرکتی است. شاید مسافران بگویند، ما سرکار که می‌رویم، تحرک زیادی داریم و کارمان سنگین است، همسفران هم میگویند ما در خانه جارو می‌کنیم، ظرف می‌شوریم، آشپزی می‌کنیم و فعالیت زیادی داریم و تصور کنند که ورزش به‌حساب می‌آید. فعالیت کردن با ورزش کردن باهم متفاوت است. ورزش یک نوع حرکات خاصی است که به قسمت‌های خاصی از ساختارهای جسم اثر می‌گذارد، که باعث می‌شود جسم ما سالم باشد. شما اگر در طول زمان یک کاری را انجام بدهید، یکسری عضله‌ها نسبت به آن کار آماده می‌شوند و در طول زمان تبدیل به ضد آن کار تبدیل می‌شوند یعنی ساییدگی ایجاد می‌شود و اثر مخالف می‌گذارد.

در کتاب آسمانی، خداوند، برای انسان بهترین مثال را میزند و جسم انسان را به یک شهر تشبیه کرده است. در این شهر خیلی ساکنین و موجوداتی در آن زندگی می‌کنند که همان میلیاردها سلول هستند و حاکم آن شهر که ما هستیم، ما به‌عنوان یک مصرف‌کننده مواد مخدر، در تمام ساکنین و موجودات این شهر تخریب ایجاد کرده‌ایم و آن‌ها را به یک مصرف‌کننده تبدیل کرده‌ایم. شخصی که مصرف مواد را شروع می‌کند و آن را ادامه می‌دهد، تمام سلول‌ها و ساختارهای جسم تحت تأثیر مواد مخدر قرار می‌گیرند. یعنی با مصرف مواد مخدر تمام شهر آلوده می‌شود و تزکیه و پالایش یک شهر کار بسیار سختی است و در سفر اول که 10 الی 11 ماه است نمی‌توان کاملاً این کار را انجام داد؛ در این مدت فقط سیستم فرماندهی آن شهر اصلاح می‌شود. به همین دلیل آقای مهندس می‌فرمایند برای درمان اعتیاد دو سفر الزامی است. که در سفر دوم، با نوشتن سی دی و آموزش‌ها، جهان‌بینی ما بالا می‌رود تا بتوانیم به خود برسیم در ضمن باید در کنار آن یکسری حرکات و ورزش‌هایی انجام دهیم که این ساختار را پویا و آماده نگهداریم.

ورزش برای بدن، همانند مانور ارتش است، اگر دقت کنید ارتش، پشت سر هم و همیشه مانور می‌دهد تا همیشه آماده جنگیدن با دشمن را داشته باشند. بنابراین باید همیشه این موضوع را مدنظر داشته باشیم و بهترین زمان برای ورزش کردن ساعات اولیه صبح است و غلط‌ترین ورزش از غروب آفتاب به بعد است. در کتاب آسمانی آمده است، زمانی که نور، این تاریکی را می‌شکافد و فرمان بیداری به موجودات می‌دهد و زمانی که موجودات بیدار می‌شوند و ما چشمان را بازکنیم و ببینیم که در رخت خواب هستیم و بیدار شدیم این‌یک نوع از بیداری است.

 زمانی که ما به خواب می‌رویم ضربان قلب آرام می‌شود و فشارخون پایین می‌آید و ما استراحت می‌کنیم تمام عضلات ما از حالت انقباض خارج می‌شود یعنی اگر کسی چرت بزند اگر خودکار در دست داشته باشد می‌افتد چون بدن از حالت انقباض خود بیرون آمده است و زمانی که صبح بیدار می‌گردد باید فرکانس مغز بالا بیاید و فشار خوب و ضربان بالا بیاید تا بیدار شود و تازه بخواهیم این ساختار را پویا کنیم.

چه شخصی به این موضوعات توجه می‌کند وقتی به پیکره انسان توجه می‌کنیم می‌بینیم که اسکلت که استخوان است نگه‌دارنده این اسکلت تاندون‌ها و عضلات هستند تمام عضلات بدن یا افقی هستند یا عمودی هستند وقتی خواب مستولی می‌شود این عضلات شروع می‌کنند از حالت انقباض خارج شدن و شل شدن که انسان طبیعتاً می‌تواند بخوابد.

وقتی ساختار قلب را نگاه می‌کنیم قلب هم عضله است پس باید قلب هم بایستد ولی نمی‌ایستد چرا آن فرمانی که برای کل بدن می‌آید برای قلب نمی‌آید برای اینکه خداوند عضله قلب را نه عمودی آفریده نه افقی و عضلات قلب ضربدری است به‌صورت اوریپ درهم‌تنیده است ما با همچنین سیستم هوشیار و بسیار متکامل روبه‌رو هستیم ولی چگونه برخورد می‌کنیم.


این ساختار باید ما را جلو ببرد باید با ما راه بیاید ما اول زندگی هستیم و تازه از اعتیاد خارج‌شده‌ایم از یک جهان خارج‌شده‌ایم و وارد یک جهان دیگر شده‌ایم باید خیلی مرتب و خیلی آماده و خیلی سرحال باشیم و این کاری که آقای مهندس به ما یاد داده است و برای ما اجبار کرده است و این اجبار تماماً برای منفعت خودمان است ما اگر این‌ها را انجام دهیم یا انجام ندهیم برای آقای مهندس چه فرقی می‌کند به حال کنگره ۶۰ چه فرقی می‌کند.

ولی ساختار دارد این را انتقال می‌دهد که هر کاری که در کنگره ۶۰ گفته می‌شود که انجام دهند برای خود اعضا است اصلاً برای ساختار کنگره ۶۰ نیست اگر خدمت می‌کنم برای خودم است اگر گل‌ریزان انجام می‌گیرد برای خود من است اگر زمان می‌گزارم بهره آن تماماً برای خودم است.

و اگر واقعاً فکر کنیم که کجا ایستاده‌ایم و خداوند را هزاران هزار بار که بسیار کم است از ته قلبمان شکر کنیم که اجازه خروج از آن تاریکی را به ما داد برای مسافرین یک فرمان برده و برای هم‌سفران هم یک فرمان اگر واقعاً معتقد باشیم که هستیم اگر هم درگذشته نبودیم حالا شدیم.

 من خودم به‌عنوان یک فرد از موقع ای که به کنگره ۶۰ آمدم و پایم را در کنگره ۶۰ گذاشتم تازه زندگی من آغاز شد و وقتی فکر می‌کنم می‌بینم که آن آدم خیلی از من دور است اصلاً او کی بود چرا آن کارها را انجام می‌داد با چه تفکر و اندیشه‌ای تخریب ایجاد می‌کرد و برای او هیچ اهمیتی نداشت و برای هیچ انسانی ارزش قائل نبود از روزی که به کنگره ۶۰ آمدم و سفر را شروع کردم انگار زندگی من آغاز شد.

و مثل یک طفل که آموزش می‌گیرد آموزش‌های من شروع شد بعضی‌اوقات که دورهم می‌نشینیم و به هم دیگر می‌گوییم چند سال رهایی داری یعنی چند سالت است و تمام آموزش‌های آقای مهندس این است که ما به‌عنوان یک انسان بفهمیم که چه هستیم که در سی دی هفته بیکران می‌گوید به آنچه هست پی بردن تمنی دل می‌خواهد یعنی از تمام وجودت بخواهی که پیدا کنی که من به‌عنوان انسان چه هستم.

و چه بپذیرم چه نپذیرم هستی این را به من آموزش می‌دهد که من موجودی هستم که همان انتقال یا مرگ از یک نقطه‌ای به یک نقطه دیگر است پس می‌بینیم که یک قانون اصلی و اساسی برای انسان وجود دارد خداوند اختیار را به انسان داد گفت تو می‌توانی فرمان بدهی ولی یک سری فرمان‌ها را می‌توانی صادر کنی و یک سری از فرمان‌ها را تو توانایی آن را نداری که صادر کنی یعنی شما نمی‌توانی فرمان دهی که قلبت بایستد می‌توانی در طول زمان کاری کنی که قلبت بایستد خدایی نکرده ولی یک‌باره بگویی بایست این نمی‌شود و آن کار خودش را می‌کند.

و یک سری فرمان‌ها است که انسان‌ها به آن‌ها توجهی ندارند وقتی ما بپذیریم که برای ما یک سری فرمان‌هایی است که در سی دی بیکران از الهامات و حس صحبت می‌کنند اگر بخواهم ببینم که کجا ایستاده‌ام ما اگر به‌عنوان یک انسان که می‌توانیم تصویر ذهنی ایجاد کنیم بگوییم چهارصد میلیون پرونده را روی‌هم بچین اصلاً نمی‌شود این فضا را برای خود به‌صورت تصویر ایجاد کرد.

 در کتاب ۶۰ درجه بعدازآن که آخرین قسمت که می‌گوید آرایش جسم فرمان فکر و عقل است که بعد از انتقال پیرامون قسمت مجازی تعیین‌کننده است بعد استاد سردار در مورد نفس که می‌گوید که ما خوشحال هستیم که وضعیت شما به‌گونه‌ای است که ما اشراف داریم آمیزه‌ای از رنگ‌های مختلف بعد می‌گوید از این مضرات انسان‌ها و جوان‌ها باید دور شوند و این‌هایی که نزدیک به حلقه یعنی حلقه اعتیاد هستند یعنی نامزدهای اعتیاد و آن‌هایی که در این حلقه قرار گرفتن در اعتیاد هستند می‌گوید باید از این حلقه خارج شوند.

از داخل به خارج و از خارج در مسیر هستی و تکامل قرار بگیرند یعنی فردی در حلقه مصرف هست برای اینکه از این خارج شود نیاز به‌فرمان دارد که فرمان صادر شود و او را هدایت بکنند از هر طریق بعضی‌اوقات ما از خداوند یک‌چیزی می‌خواهیم چطوری خداوند به ما نشان می‌دهد که اصطلاحاً لبیک می‌گوید چگونه به ما نشان می‌دهد که من حرفت را شنیدم و من بهت توجه کردم چطور نشان می‌دهد غیرازاین است که ما را سر راه هم دیگر قرار می‌دهد غیرازاینکه پیامش را از طریق بزرگان و از طریق تک‌تک ماها به ما می‌رساند.

شاید ماها خودمان را خیلی جدی نمی‌گیریم ولی همان فردی که آدرس کنگره ۶۰ را به من داد همان شخص انگار نماینده خداوند بوده که به او القا کرده الهام کرده که فلانی آمد بگو این آدرس کنگره ۶۰ است برو آنجا فرمان یعنی همین حالا اگر می‌خواهیم ببینیم کجا ایستاده‌ایم آن چهارصد میلیون پرونده را فرض کن و ببین خداوند چقدر به تک‌تک ما و خانواده‌های ما نظر داشته که پرونده ما را کشیده بیرون و گفته این را هدایت کنید به خروج از تاریکی برای همین است که می‌گوییم قدر این صندلی را بدانید و همچنان آن را محکم نگهدار و برایت ارزش داشته باشد تا بدانی کجا آمده‌ای بدانی داستان اعتیاد چه هست.

این نیست که شما بروی سر خیابان و یک دونه ای بگیری بری بنشینی بکشی یا گل بگیری چاق کنی داستان اعتیاد یک بخش سطحی نیست و این‌یک بخش سطحی از اعتیاد است این‌یک کاری است که در آن وضعیت بمانی ولی عقبه این کار یک داستان دیگر دارد وقتی من به این موضوع فکر بکنم و به آن باور داشته باشم چون انسان اول شک می‌کند بعد از شک می‌گذرد و بعد به باور می‌رسد و از باور که گذشت ایمان می‌آورد و من به این موضوعی که می‌گویم کاملاً ایمان‌دارم که هر فردی را خداوند اذن خروجش را نمی‌دهد و بعضی‌ها باید در آن حلقه بمانند تا یک سری حساب‌کتاب‌هایی هست و خیلی داستان‌های مختلف دیگر وجود دارد، ولی مهم این است که وقتی، برای فردی اجازه داده شد، آن فرد دیگر فرصت سوزی نکند، آن فرد تمام اولویت زندگی‌اش را برای درمانش بگذارد، به هرجایی که می‌خواهی در زندگی برسی اول باید خودت را درمان کنی، آنجایی که در زندگی بخواهی برسی که حالت خوب باشد، آرامش و آسایش داشته باشی، زیربنای آن بتن، شالوده و اساس آن سلامتی است.

پول نیست، جایگاه اجتماعی نیست، پول که اصلاً نیست،  جایگاه اجتماعی اصلاً نیست، اولین چیزی که در تفکر و اندیشه و ساختار جسم هست، سلامتی است. اگر فرد به این نقطه برسد، بعد آن‌های دیگر پشت سرشان می‌آید. و همه نقش خودشان را ایفا می‌کنند. من وقتی راجع به این موضوع فکر می‌کنم حتی، واقعاً دگرگون می‌شوم. دیگر خداوند می‌خواهد به من و شما چه جوری لطف و محبتش را ابراز کند، دیگر چه‌کار کند برای ما، برای تک‌تک ما، صدایش زدی، صدای ما را شنیده، که خواستیم از این جهان مخوف تاریکی خارج بشویم، خودش که نمی‌تواند بیاید جای ما که OT بخورد، مگر خودش می‌تواند بیاید جای ما سفر کند، او هدایت می‌کند، قانون است. حالا هدایت شدی، باید با بیداری به آن نگاه کنی، وقتی‌که می‌گوید صبح بیا ورزش، صبح بیا شنا، این کندن از رختخواب صبح، این بیدار شدن، آن تفکر و اندیشه و خواست قوی می‌خواهد. برای اینکه خودش را اصلاح بکند.

من نزدیک 19 سال است که در کنگره هستم، یک روز ندیدم آقای مهندس بعد از ما بیاید، یعنی در هرجایی که هستم ایشان ازنظر ساختار خدمتی از همه جلوترند، به همه‌ی ما می‌گویند سی دی بنویسید، ایشان صحبت می‌کند بعد ما سی دی می‌نویسیم، ایشان آن سی دی‌ را که می‌خواهند صحبت بکنند اول خودشان می‌نویسند بعد صحبت می‌کنند، یعنی ایشان بازهم جلوترند، وقتی می‌گوید کمک بکنید، ما الآن نداریم فعلاً از آقای مهندس بیشتر کمک مادی به کنگره کرده باشد.

آموزش ایشان هم که در جای خودش، عملکرد ایشان به‌عنوان یک الگو برای ما حی و حاضر است. اصلاً کاری به اسم و شخصیتشان ندارم، محترم است، یک فردی را داریم می‌بینیم که هرچه که می‌گوید خودش دارد اجرا می‌کند. واقعاً خودش اجرا می‌کند. ما یک چنین جایی آمدیم، و شما در نظر بگیرید که در همه مناطقی که آن‌قدر مصرف‌کننده هست، اگر قرار بود که همه بیایند و اذن بگیرند و بخواهند درمان بشوند، جای نفس کشیدن برای من و شما اینجا بود یا هست، یک مسافر که رها می‌شود، یک مسافر دیگر سفرش را آغاز می‌کند. یک کنترل‌کننده‌ای، خیلی مسائل به نظر می‌آید که وجود دارد.

همسفران هم خیلی قدر جایی که ایستادند را بدانند، خداوند اجازه‌ی دانستن یکسری از قوانین در هستی و همین زندگی معمولی‌ای که ما داریم را به هرکسی نمی‌دهد، این را باور کنید.

ماسال 85 فکر می‌کنم، من مسئول رباط‌کریم بودم، جلسه شروع‌شده بود یا قبل از اینکه شروع بشود آقای مهندس با چند تا از عزیزان آمدند در شعبه‌ی رباط‌کریم، آمدند یک‌چند دقیقه نشستند و برای بچه‌ها چنددقیقه‌ای صحبت کردند و بعد به من گفت برویم، آمدیم تهران و رفتیم، یک مکانی آقای مهندس را دعوت کرده بودند، یک مراسمی بود، من تا حالا این‌جور مراسم‌ها نرفته بودم، خیلی برایم تازگی داشت. خیلی کارها انجام می‌دادند، اصلاً یک‌روند حالا نمی‌خواهم توضیح بدهم که باز بشود، کارهایی انجام می‌دادند، چرخی می‌زدند و سماعی می‌کردند و یک داستانی داشت. ما را هم دعوت کرده بودند و ما فقط نظاره‌گر بودیم، فقط نشسته بودیم و ناظر بودیم، بعد تمام شد، شامی دادند و یک‌چند روز بعد آقای مهندس به استادشان سردار گفته بودند که من یک هم‌چین جایی رفتیم، یک هم‌چین حرکاتی بود، استاد سردار فرمودند که قدر کنگره بدانید، برای اینکه خیلی انسان‌ها هستند که می‌خواهند بدانند، از یکسری قواعد سر در بیاورند، یکسری مطالب را بدانند، به یکسری مطالب دست پیدا کنند، دست پیدا کردن به یکسری از مطالب اجازه می‌خواهد و خداوند اجازه به هر انسانی در ساختار را نمی‌دهد.

اما مطمئن باشید که به ما اجازه داده‌شده است، به ما اجازه دانستن داده‌شده است که این‌همه جهان‌بینی، این‌همه موضوعات مختلف که تماماً مثل یک تور ماهیگیری‌ که تمام منشاء‌اش در یک طناب است، آن طناب کلام‌الله خداوند است. همه‌اش به آن وصل است. شما باید قدرش را بدانید، هم همسفرها، هم مسافرها که در یک تقدیرنامه که متنش را می‌خوانند، یک موقع تقدیرنامه مرزبانی یا ایجنتی است، می‌گوید، نگاهی به سما بینداز و این توانایی‌ها را نظاره‌گر باش که تلألؤ آن مانند همانند الماس‌های الهی است که در کف بحر و اقیانوس به خواب‌اند و هرگاه بیرون آیند در معماری آن جز قدرت و توان الله را نمی‌توان بیابی ؛ و الماس‌های کنگره شصت درخشش را در زمان حلقه‌های ناپیدای حیات به هستان و نیستان می‌رساند

این فقط یک صوت است گوش می‌کنیم، این پیام چه دارد می‌گوید، وقتی می‌گوید الماس‌های کنگره 60 در کف اقیانوس به خواب هستند، چرا نگفته در کوه‌اند، شما چهار متر که بروی پایین، گوش و بینی این‌ها همه می‌چسبد از فشار، می‌گوید در کف اقیانوس به خواب‌اند، ببین دارد می‌گوید یک آدم مصرف‌کننده که حالا به هر دلیلی که آن‌هم پشتش یک قضیه‌ای هست، مصرف‌کننده شده، چه فشاری را در طول هستی تحمل کرده است. شما فکر می‌کنی مصرف مواد مخدر هیچ فشاری برای انسان ندارد، کسی که مصرف‌کننده می‌شود، بی‌حس می‌شود که نمی‌تواند، نه فرزند می‌بیند، نه خانواده می‌بیند، درون آن اوج، آن موقع که حالش خوب است همه را می‌بیند، آن موقع که نعشه است، آن موقع که جنس را زده است همه‌چیز را می‌بیند، آن موقع را در نظر بگیر که خودش را نمی‌تواند از خماری ضبط‌وربط کند، آن موقع را دارم می‌گویم، دیگر هیچ حسش کار نمی‌کند، هیچ‌چیزی برایش اهمیتی ندارد، دیگر اینکه دارم می‌گویم، همه‌ی مان جنسمان یکی است، ما هم‌جنس هستیم دیگر، ما متوجه هستیم، ما می‌فهمیم کاملاً با اعماق وجودمان که چه می‌گوییم، دیگر در کف اقیانوس که آن زیر در کف فشار اعتیاد بوده است، که می‌گوید آن‌قدر این اعتیاد فشار دارد که می‌گوید دارد مثالش را می‌زند در کف بحر و اقیانوس، می‌گوید به اذن می‌آید بیرون و در معماری و در ساختار آن جز توان و قدرت الله را نمی‌توان دید، یعنی تماماً اذن خداوند است و توان الله است. این ساختار این‌جوری ما در آن قرار داریم، بنابراین قدرش را بدانید، آن اصلاحی که مدنظر است در خودمان به وجود بیاوریم.

بالاترین نعمتی که به ما داده‌شده است، و عزیزان در حال به دست آمدن این سلامتی هستند، قدرش را بدانید. شما یک کوله‌پشتی را تهیه بکن، در این کوله‌پشتی هم شمش طلا بچین، برو در این کشورهای اروپایی و آمریکایی، برو دور بزن ببین کجا می‌تواند این‌ها را ازت بگیرد، حال خوب بهت بدهد، نه چیزی بهت بدهد حالت را خوب کند، هیچی بهت ندهد درمان بشوی، حالت خوب باشد. پشت این ماشین‌ها می‌نویسند، چه می‌نویسند: گشتم نبود نگرد نیست(خنده) فقط اینجاست.  

بنابراین کاری که داریم انجام می‌دهیم، هم همسفران عزیز هم مسافران گرامی، خیلی قدرش را بدانید، انقدر این عظمت دارد که هر کاری انجام بدهید، بازهم می‌بینید که جا برای کارهای بزرگ‌تری هم هست، اگر ایجنت هست، اگر مرزبان هست، اگر دیده‌بان هست، اگر نگهبان هست، این‌ها هستند نه برای مسئولیت، اگر من امروز اینجا هستم، به خاطر مسئولیتم اینجا نیستم، اگر این راه‌ها را در شهرستان‌ها طی می‌کنم، به خاطر مسئولیتم نیست، اولش این است که لطف خداوند شامل حالم شد. عظمت این درمان است، عظمت این رهایی است، که اگر این نصیب من نمی‌شد، و من وارد کنگره نمی‌شدم الآن کجا بودم، هم من، هم همه‌ی مسافرها و همسفرها که رها شدند، حتی آن‌هایی که در حال درمان‌اند، حتی آن‌هایی که روی درمان خودشان پایدارند و دارند درمان را انجام می‌دهند. اگر نبودیم کجا بودیم، چند تا از خانواده‌های ما الآن کنار هم نبودیم، چقدر خانواده‌ها از هم جداشده بودند، پس این غیر از لطف خداوند نیست، عظمت این است.

در سی دی بیکران هم آقای مهندس می‌فرمایند: می‌گویند بعضی‌ها حس می‌کنند ، افراد حس می‌کنند و همان حس باعث حرکت و انگیزه‌ می‌شود، و بالاخره هر ساختاری باید مسئولیت‌های مختلف و جایگاه‌های مختلفی داشته باشد، تا بتواند آن ساختار به چرخش دربیاید گذران کند.

 واقعاً سپاسگزارم خداوند و آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم که این لطف شامل حالمان شده است که برای درمان خودمان قدم برمی‌داریم، برای اصلاح خودمان قدم برمی‌داریم، می‌خواهیم از خودمان یک انسانی بسازیم که سازندگی را سرلوحه کار خودمان قرار بدهد. سازندگی از خودمان، سالم‌سازی از خودمان، سالم‌سازی از خانواده، سازندگی در خانواده، سازندگی در جامعه و این حلقه مدام بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود.

امیدوارم دست‌به‌دست هم بدهیم و این کار را همه باهم انجام بدهیم که داریم انجام می‌دهیم، و خداوند توفیق بیشتری را نصیب تک‌تک ما عطا بکند. تا در این راه بتوانیم خیلی پرتوان‌تر و پرقدرت‌تر ان‌شاءالله بتوانیم کمک برسانیم، یاری برسانیم تا یک نفر بتواند به درمان برسد. آن‌یک نفری به درمان می‌رسد تمام دل آدم‌ها باید غنج بیفتد، باید از صمیم قلب هم خدا را شکر کنند، هم خوشحال باشند. مهم نیست چه نسبتی با من داشته باشد. مهم این است که یک انسانی از این حلقه خارج شد، آمد بیرون، حالا دیگر قدم‌های بعدی انشاء الله، سپاسگزارم از اینکه توجه کردید.

در ادامه ایجنت محترم نمایندگی امین قم، آقای بصیری، به‌پاس زحمات دیده‌بان محترم آقای حکیمی به‌رسم یادبود هدیه‌ای به ایشان تقدیم کردند.

  در ادامه ...



تهیه و تنظیم گزارش: گروه وبلاگ نویسی
عکاس: مسافر حسین









Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاههای آموزشی عمومی روزهای پنج شنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر اسماعیل دوشنبه 16 دی 1398 23:01
سلام و خدا قوت به تمامی خدمتگزاران شعبه به خصوص اقا یوسف و گروه وبلاگ نویسی که خیلی خوب کارهایشان را انجام میدهند خداوند خیرتان دهد اقایان ابراهیم و محمد حسین و مجیدو حسین عزیز.
عباس دوشنبه 16 دی 1398 14:00
با سلام و خدا قوت، بسیار جلسه پر انرژی و آموزنده ای بود.
با تشکر از تمامی خدمتگذاران شعبه امین قم که خالصانه زحمت میکشند تا ما سفر اولی ها سفر خوبی داشته باشیم.
سمیرا همسفررحیم لژیون یکم دوشنبه 16 دی 1398 08:41
سلام و خداقوت
هادی فهیمی شنبه 14 دی 1398 15:46
درود بیکران خدمت بنیان کنگره؛
چه دم مسیحایی دارند دیده بان محترم آقای حکیمی.
یوسف شنبه 14 دی 1398 12:35
با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد بزرگوار آقای حکیمی که با حس خوب به شعبه ما تشریف آوردید.
مجید کنگره شنبه 14 دی 1398 11:50
سلام
واقعا استفاده کردیم واقعا سخنان تاثیر گزاری بود و خدا قوت عرض می کنم خدمت دیدبان محترم آقای حکیمی
یا علی
ابراهیم-ر لژیون یکم شنبه 14 دی 1398 08:34
درود بربنیان کنگره شصت
جلسۀ بسیار پربار وپرانرژی بود مخصوصا صحبتهای آقای حکیمی خیلی خوب وآموزنده بود
مسافر اسماعیل یوسفی جمعه 13 دی 1398 23:48
سلام و خدا قوت خدمت دیده بان محترم اقای حکیمی که به شعبه امین تشریف اوردند و خداوند حافظ و نگهدار شما باشد.
مسافر محمدحسین لژیون7 جمعه 13 دی 1398 22:56
با عرض سلام و خدا قوت به دیده بان محترم آقای حکیمی.. هر زمان که شما به نمایندگی قم تشریف می آورید حس خوبی پیدا میکنم و مطالب بسیار خوبی از شما آموزش میگیرم. از تمام زحمات شما برای این نمایندگی تشکر میکنم..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو