"وادی پنجم و تاثیر آن روی من"
سه شنبه 1 بهمن 1398 ساعت 07:03 | نوشته ‌شده به دست مجید کنگره | ( نظرات )
جلسه نهم از دوره بیست و هفتم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امین قم روزهای یکشنبه مورخ 98/10/29 با استادی راهنمای محترم آقای رضا حبّی  و نگهبانی مسافر مهدی  و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه "وادی پنجم و تاثیر آن روی من" رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

سپاس گذارم از خداوند که توفیق این جایگاه را نصیب من نمود که آموزش بگیرم و خدمت کنم.

دستور جلسه امروز در رابطه با وادی پنجم است، من یک اشاره‌ای کوتاه به وادی‌های قبلی می‌کنم بعد انشاء الله می‌رسیم به وادی پنجم.

وادی اول با تفکر شروع می‌شود که آغاز هر بنایی تفکر است. وادی دوم در ادامه همین تفکر به ما می‌گوید که تو بیهوده به دنیا نیامده ای و یک رسالتی و یک مسئولیتی داری، حالا بسته به ارزش خودت آن مسئولیت می تواند بزرگتر باشد.

وادی سوم می‌گوید که خود من باید بیشتر از هرکسی برای انجام رسالت و مأموریتم و هر مشکلی که دارم اقدام کنم و بیشترین بار مسئولیت به عهده‌ی خودم است، وادی چهارم تکلیف ما را با خداوند مشخص می‌کند، می‌گوید خداوند به وظایفش آشناست، خداوند فرمان‌بردار تو نیست، اما آنی که به عهده تو هست باید در آن مسیر اقدام کنید و عمل کنید.

تا اینجا تفکر کردیم و به این نتایج رسیدیم، وادی پنجم به ما می‌گوید که ازاینجا باید حرکت کنیم، در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌نمایند، این عنوان وادی پنجم است.

اول عنوان می‌کند در جهان ما؛ چرا در جهان ما؟ چون در همین جهانی که ما داریم زندگی می‌کنیم سه تا جهان داریم، یکی جهان خاکی است، یکی جهان ذهن است. یک جهان خواب، در جهان ذهن، شما هر تصویری مجسم کنید بلافاصله تشکیل می‌شود؛ یعنی نیاز به ابزار ندارد. ولی در جهان ما یعنی در جهان خاکی باید شما آن فکر و آن تصویر ذهنی را به عمل تبدیل نمایید.

در قسمت اول وادی آقای مهندس فرموده  است که شما، در تفکرتان، در ذهنتان تصویرهای بسیار زیادی دارید، اما با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود. می خواهم داستانی از مولوی در این مورد بیان کنم. مولوی در بیان کارش اول یک داستان مطرح می‌کند، بعدازآن داستان می‌آید نتیجه‌گیری می‌کند.

داستان این است که یک نفر خانه نداشت، رفت با دوستش درد و دل کرد که من دوره‌گرد هستم، وضعیت مناسبی ندارم، خانه می‌خواهم.  دوستش گفت؛ در کنار خانه من یک خرابه است و آن شخص را برد به آن‌ خرابه و گفت اگر این خرابه یک سقفی داشت داخلش یک اتاق جادار داشت و یک‌دری و یک پنجره‌ای داشت، جای خوبی بود برای زندگی بود و شخص به او گفت اگر این طور بود خوب بود ولی در اگر نتوان نشست و ازآنجا این ضرب‌المثل عنوان‌شده است، «در اگر نتوان نشست».

من باید آن خرابه را آباد کنم، برایش سقف بزنم، برایش در بگزارم، اگر قرار است برایش اتاقی درست کنم، اتاقی درست کنم و قابل سکونتش کنم، ما درگذشته یک خرابه‌ای از وجود خودمان درست کردیم، درست است خیلی آسیب رساندیم، ولی باید برای عمران آن خرابه اقدام کنیم که بتوانیم در آن زندگی خوب و آسایش داشته باشیم تا خانواده‌ی مان آسایش داشته باشد.

شعرش چند بیت است و کوتاه است،

آن غریبی خانه می‌جست از شتاب، *** دوستی بردش سوی خانه‌خراب

گفت او، این را اگر سقفی بُدی*** پهلوی من مر ترا مسکن شدی

هم عیال تو بیاسودی اگر***در میانه داشتی حجره‌ی دگر

آری پهلوی یاران به است***لیک ای جان در اگر نتوان نشست

می‌گوید اگر در داخل این خرابه یک اتاق کوچک هم بود خانمت آسایش داشت، گفت آری پهلوی آنان خوش است، لیک ای جان در اگر نتوان نشست، یعنی در اگر نمی‌شود زندگی کرد.

قسمت دوم: آقای مهندس گفته است، برای اینکه از نگرانی، پریشانی، اضطراب و از ترس بیرون بیاییم و به آرامش و آسایش برسیم، آقای مهندس فرموده است چند گام باید برداریم، یکی‌ از آنها دوری از ضد ارزش‌هاست، یکی‌ خودداری است، یکی‌ صبر است، یکی‌ دوری از تجسس، قضاوت و ... هستش، یک موضوعی را من انتخاب کردم، سه تا دستور جلسه در رابطه با این موضوع است، یکی حرمت‌هاست که  هر جلسه دو بار خوانده می شود. یکی هم دستور جلسه در رابطه با معرکه‌گیری است که به این مبتلا هستیم.

یکی هم در وادی پنجم این عنوان‌شده است و آن سرمنشأش عیب‌جویی است؛ یعنی من وارد یک محیطی می‌شوم، به‌جای اینکه دنبال عیوب خودم باشم و آن را برطرف کنم، مثلاً به کنگره ایراد می‌گیرم، به مرزبان ایراد می‌گیرم، به راهنما ایراد می‌گیرم، به قوانین ایراد می‌گیرم، به هستی ایراد می‌گیرم و گاهی اوقات ما پا را فراتر می‌گذاریم، از خداوند هم ایراد می‌گیریم که چرا این، چرا من، این قضیه را آقای مولوی آمده است به شعر بیان کرده است.

تعریف کرده است و آخرش هم دو بیت نصیحت کرده است می‌گوید؛

چهار هندو دریکی مسجد شدند**** بحر طاعت راکع و ساجد شدند

هریکی بر نیتی تکبیر کرد**** در نماز آمد به مسکینی و درد

می‌گوید چهار نفر هندی رفتند نماز بخوانند هریکی هم یک نیتی کرد و داخل نماز شد،

مؤذن آمد زان یکی لفظی بجست**** کی مؤذن بانگ کردی وقت هست؟

می‌گوید مؤذن آمد اذان بگوید که اولی وسط نماز گفت مؤذن وقتش شده است که داری اذان می‌گویی، حالا دومی بهش چی گفت؟

گفت آن هندوی دگر از نیاز**** هی سخن گفتی  و باطل شد نماز

آن‌هم سر نماز بود، به اولی گفت که تو حرف زدی و نمازت باطل شد،

آن سوم گفت آن دوم را ای عمو**** چه زنی طعنه بر او، خود را بگو

سومی هم به دومی می‌گوید توداری طعنه به او می‌زنی، خودت هم که حرف زدی، حالا ببینید چهارمی چه می‌گوید:

آن چهارم گفت حمدالله که من ****درنیفتادم به چه چون آن سه تن،

می‌گوید خدا رو شکر من مثل آن سه تا حرف نزدم، این هم حرف می‌زند، بعد حالا مولوی پند می‌دهد، می‌گوید؛

پس‌نماز هر چهاران شد تباه**** عیب‌گویان بیشتر گم‌کرده راه،

می‌گوید عیب دیگران را می‌گفتند ولی  سر اندر پا خود عیب بودند و نمازشان باطل شد و از مسیری که می‌رفتند جدا شدند،

ای خُنُک جانی که عیب خویش دید****هر که عیبی گفت آن بر خود خرید

می‌گوید خوش به حال کسی که عیب خودش را ببیندو هرکسی عیبی از دیگری گفت آن عیب را در خود جستجو کند.

 آخرش هم می‌گوید، اگر الآن هم دچار عیبی نیستی، مرتکب اشتباهی نشدی، عیبی در تو وجود ندارد ایمن مباش، ممکن است که آن عیب در تو هم به وجود بیاید، می‌گوید،

سال‌ها ابلیس نیکونام زیست****گشت رسوا بین که او را نام چیست،

می‌گوید ابلیس هم‌سال‌ها مقرب درگاه خداوند بود، اما با عیب‌جویی کردنش اول باعث شد که سرکشی کند، طغیان کند، بعد تکبر بگیردش و بعد نافرمانی خداوند را بکند.

آن‌هم سال‌ها خوش‌نام زندگی کرد، اگر هم الآن درگیر عیبی نیستیم ایمن نیستیم؛ و اگر از عیب‌جویی بپرهیزیم، بهتر می‌توانیم مسیر تکامل را طی کنیم.

مرزبان کشیک:مسافر قاسم


تهیه و تنظیم:مسافرمجید کنگره

عکاس:مسافر حسین

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاههای آموزشی روزهای یک شنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حامد لژیون10 یکشنبه 6 بهمن 1398 14:31
سلام آقا رضای عزیز از خوندن صحبت‌های شما هم مثل دیدنتون انرژی میگیرم امیدوارم همیشه پاینده و برقرار باشید
حسین افشار ، لژیون ششم چهارشنبه 2 بهمن 1398 05:25
سلام و عرض ادب و احترام خدمت راهنمای بزرگوار آقای حبی،آقای حبی جلسه بسیار پر باری بود بنده به شخصه خیلی خیلی لذت بردم و استفاده کردم ، و خدا قوت خدمت نگهبان و دبیر جلسه،آقا مهدی دریافت شال راهنمای تازه واردین را خدمت جنابعالی و آقای علی اکبر و عباس آقا تبریک عرض میکنم ، انشاءالله شما بزرگواران را در جایگاه های بالاتری ببینم.«و یک خدا قوت ویژه خدمت همه خدمتگزاران نمایندگی امین قم»
مسافر اسماعیل یوسفی سه شنبه 1 بهمن 1398 22:50
سلام و خدا قوت خداوند به خدمتگزاران بهترین پاداش را میدهد و آن همان بند عشق است چرا که بهترین نوع عبادت خدمت به در راه ماندگان است و نزدیکی و تقرب به قدرت مطلق.
مسافر محمدحسین لژیون7 سه شنبه 1 بهمن 1398 21:56
با عرض سلام و خدا قوت به استاد جلسه، راهنمای محترم آقا رضا که مطالب آموزنده ای بیان کردند... با تشکر از کلیه خدمتگزاران
علی رضا حجتی سه شنبه 1 بهمن 1398 18:56
سلام عرض ادب و احترام خدا قوت خدمت آقا رضا استاد جلسه نگهبان و دبیر محترم استفاده کردیم آقا رضا جلسه خیلی خوبی بود خداوند خیرتان بدهد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic