"بیکران"
سه شنبه 15 بهمن 1398 ساعت 12:22 | نوشته ‌شده به دست مجید کنگره | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

استاد: ارّابه‌ها را در بیکران به حرکت درآورید قبل از آن‌که موجودات ریز و مضر چوب‌های آن را پوسیده گردانند.

شاگرد: کدام ارّابه‌ها؟

استاد: ما ارّابه‌های زمینی را اشاره کردیم و به ارابه‌های بیکران کاری نداریم که پایان خط ارابه با شماست و آغاز حرکت ارابه در بیکران برنامه خواهد بود.

به انسان می‌گوید اگر ساکت و راکد باشی موریانه‌ها چوب‌ها و چرخ‌های ارابه‌ات را می‌خورند. هر چیزی وقتی راکد بماند از بین می‌رود. آب اگر راکد بماند تبدیل به گنداب می‌شود، آب موقعی که جاری باشد زلال و شفاف است.

ارابه‌ای که در حال حرکت باشد موریانه‌ها نمی‌توانند چوب‌هایش را بخورند. ما هم در همۀ سطوحی که قرار داریم باید حرکت کنیم، اگر حرکت نکنیم از بین می‌رویم.

در مسئلۀ خودمان (درمان اعتیاد) باید حرکت کنیم اگر حرکت نکنیم عقب می‌افتیم.

پایان خطِّ ارابۀ همۀ ما، با ماست. ما تا زمانی که از این جهان می‌رویم به کدام نقطه و به کجا می‌خواهیم برسیم؟ به چه دانشی دست پیدا کردیم؟ به چه محبتی دست پیدا کردیم؟ به چه جایگاهی دست پیدا کردیم؟ پایان خط با ماست که مقصد کجاست.

شاگرد: چگونه می‌توان به وجود بیکران پی برد؟

استاد: به آنچه هست پی بردن تمنّای دل می‌خواهد و الهام به آن شکل می‌دهد آنگاه‌که تصویری گرفت، پالایش‌های پیاپی به تراوش‌ها استحکام می‌بخشد و آن سخن در این حال به شکل دیگری مورد کاوشِ ماست، یعنی حس».

حس مانند خداوند است که در هستی و نیستی موجود و رؤیت ناپذیر، اما همنامِ خودش قابل حس است، حس تنوع دارد که مهم آن خارج از جسم است.

کسی که با کشیدن حشیش و بنگ و شیشه بخواهد وارد فضای بیکران بشود وارد قسمت بَدَش می‌شود. مثلِ کسی که وارد آمریکا یا آلمان یا تهران می‌شود ولی در زیر پل‌ها یا اردوگاه پناهندگان یا بیغوله‌ها و حلبی‌آباد و یا حاشیۀ شهر اقامت دارد.

اما کسی که مانند یک عارف با تصفیه و پالایش وارد کشف و شهود و فضای بیکران می‌شود، مانند کسی است که وارد آمریکا یا آلمان یا تهران می‌شود و در فرودگاه اتومبیل شخصی به دنبالش می‌آید واو را به هتل مجلّل و پنج ستاره می‌برد.

پس برای آنچه بخواهی پی ببری اوّل تمنای دل می‌خواهد و این‌که باورت بشود که جهان دیگری و دنیای دیگری هست.

برای رسیدن به هر چیزی تمنای دل لازم است، اگر بخواهی زبان انگلیسی یاد بگیری، اگر بخواهی هنرپیشه شوی، اگر بخواهی ساز بزنی، تمنای دل می‌خواهد.

البته تمنای دل به‌تنهایی کافی نیست. تمنای دل قیمت دارد. با چه قیمتی می‌خواهی؟ هر کاری یک سختی‌هایی دارد. همه، تمنای دل دارند اما چقدر حاضرند جان‌ودل به پایَش بدهند؟

به آنچه هست پی بردن تمنای دل می‌خواهد و الهام به آن شکل می‌دهد. الهام به همه انجام می‌شود، یا الهام فجور یا الهام تقوا.

حتی به حیوانات هم الهام می‌شود (مانند زنبورعسل) وقتی به انسان الهام می‌شود، انسان متوجه الهام نیست. ازنظر ما که نمی‌دانیم مکانیسم پیچیده‌ای دارد اما کاملاً حساب‌شده است. اگر شخص بخواهد یک کار صنعتی یا هنری انجام دهد یا فرمول چیزی را بسازد به او الهام می‌شود. وقتی الهام شد بعد تصویر ذهنی می‌گیرد، و وقتی تصویری گرفت، پالایش‌های پی‌درپی به تراوش‌ها استحکام می‌بخشد.

پالایش و تصفیه یعنی دور شدن از ضد ارزش‌ها و رفتن به‌طرف ارزش‌ها.

مثل یک آب کثیف و لجن که فقط با تصفیه و پالایش زلال و شفاف می‌شود ولی با وردخواندن و فوت کردن زلال نمی‌شود.

چون قانون الهی این‌طوری است، انسان هم اگر بخواهد تصفیه و پالایش بشود فقط باید تصفیه و تزکیه بکند، نه با وردخواندن و روزه گرفتن، فقط باید از ضد ارزش‌ها دوری کرد.

حس، مانند خداوند است که در هستی و نیستی رؤیت ناپذیر، اما هم نامِ خودش قابل حس است. حس مثل خداوند در تمام هستی جاری است.

حس چیست؟ مهم‌ترین ویژگی حس گیرندگی آن است: سنسور، گرفتن، دریافت. چیزی که داغ باشد را شما دست نمی‌زنی، حس می‌کنی که داغ است. تمام هستی دارای حس است، همان‌طور که خداوند در تمام هستی هست، حس نیز در تمام موجودات هستی جاری است. حتی گیاهان و جامدات، اتم‌های طلا وقتی جمع می‌شوند و طلا را تشکیل می‌دهند یعنی دارای حس خاصی هستند. درختان خودشان را به‌طرف نور می‌کشند. باید چیزی فرستاده بشود تا گیرنده‌های ما بتواند آن را دریافت کند.

عشق و دوست داشتن هم همین‌طور است، همه دارند امواج را می‌فرستند اما همه نمی‌گیرند، بعضی‌ها می‌گیرند، آن‌هایی می‌گیرند که هم نام هستند. هم نامِ خودش قابل حس است.

غمزه‌های یک پشۀ مؤنث را یک پشه می‌فهمد که از جنس خودش است، یک مگس یا یک زنبورعسل نمی‌فهمد. آن‌هایی که می‌گویند از کجا معلوم جهان دیگری هست؟ خُب گیرنده‌اش را ندارند، حتی جهان دیگر را بخواهی درک کنی باید حس اش را داشته باشی.

دو نفر خاطرخواه همدیگر می‌شوند ولی بقیه، نه چون حسشان هم نامِ خودشان است. حس قابل‌دیدن نیست و مثل خداوند رؤیت ناپذیر است، مثلاً حس دوست داشتن را نمی‌شود دید. اگر بخواهیم حس را درک کنیم باید هم نام بشویم، این مسئله‌ای است که ما باید درک کنیم.

دو موجود در صورتی به هم علاقه‌مند‌ می‌شوند که‌موج فرستنده و گیرنده‌شان روی‌هم منطبق باشد. اینکه برخی می‌گویند چرا اگر روح هست من نمی‌فهمم؟ اگر دنیای دیگری هست من چرا نمی‌فهمم؟ خُب به خاطر اینکه تو گیرنده‌اش را نداری. عرفا و بزرگان و پیامبران گیرنده‌اش را داشتند وبهش رسیدند، تو نیز اگر گیرندگی را پیدا کنی، بهش می‌رسی.

حس تنوع دارد که مهمِ آن خارج از جسم است. گوش و چشم و بینی فقط سنسور هستند و گیرنده هستند، سنسور خودش نمی‌فهمد، علائم را منتقل می‌کند به‌جایی که آنالیز شود و فهمیده شود.

آنجایی که علائم فرستاده می‌شود پیکرۀ دوم ماست، جانِ ماست. قبلاً گفتیم انسان شامل جسم و جان است.

جسم همین کالبد فیزیکی ماست و جان آنچه غیر از جسم باقی می‌ماند مثل: نفس، روح، ذهن، عقل و مرکز اصلی حس در جان قرار دارد.

تا زمانی که انسان را نشناسیم نمی‌توانیم درمانش کنیم، مخصوصاً در بیماری‌های روانی مثل اعتیاد و انواع و اقسام بیماری‌های روانی.

همان‌طور که هر موجودی از اعضای گوناگون آفریده‌شده است، محتویات پیکرۀ سایه هر موجود جاندار وبی جان هم همان‌گونه است و اجزای گوناگون دارد. سایه را در سایه نتوان دید، مسئله‌ای که شمارا قادر به دیدن سایه در سایه می‌دارد، ابتدا حس و جاذبۀ آن است که در افراد هم متفاوت است.

نویسنده مسافر ابراهیم لژیون یکم

تنظیم:مسافر مجید کنگره

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجید کنگره پنجشنبه 17 بهمن 1398 06:32
سلام
خدا قوت عرض می کنم خدمت آقا ابراهیم ممنون از زحمتتان
عباس مرادی ل یکم پنجشنبه 17 بهمن 1398 02:03
خداقوت به مسافر ابراهیم عزیز.بسیار سفر باید کرد تا پخته شود خامی.نوشتار خوبی را یاد آوری کردید وتاثیر گذار بود؛تبریک به خاطر حس خوبی که بدست آورده ای.سربلند باشی
هادی فهیمی چهارشنبه 16 بهمن 1398 16:00
درود بیکران خدمت بنیان کنگره؛
آفرین ابراهیم جان
خداقوت برادران قسمت سایت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic